مقاله آموزشی نماز

«مقدمه»

ستايش از آن خداست، او را مي ستاييم و از او ياري مي خواهيم و از آفات نفساني و انحرافات عملي خويش بدو پناه مي بريم و بر پيامبر خاتم محمّد مصطفي (ص) و خاندان گراميش ائمه معصومين (ع) درود مي فرستيم. از آنجاي كه نماز محكمترين رشتة الفت بين بندگان و خداست و ريسمان اتّسالي است كه همة هستي و موجوديّت آدمي را به ملكوت پيوند مي دهد. و نماز صفا بخش حيات جاودان، روشني بخش راه رهروان، تكيه گاه سالكان، راز و نياز عارفان، سرماية بينوايان، درواي دردمندان، دليل گمراهان، اميد اميدواران و كليد گشايندة همة مشكلات و زدايندة غم و اندوه است. نماز حقيقي است كه كيمياي حيات بدون آن بي سود بوده و بي خبران از آن بي خردانند و محرومان از اين مقام اسير دست شيطانند و نور آن حرارت بخش زندگي و فرار از آن ريشة شرّ و افسردگي و نمازگزار واقعي بدون شك دور از هر آلودگي است. نماز نه يك گل كه گلزار عبادت است چرا كه تكبير، تحميد، تعظيم، سجود، قنوت، تشهد، از گلهاي اين بوستانند. پس به اين گلزار درآي و خود را به گلهاي آن معطر ساز و از عصارة آن دل و جان خود را شفا ببخش كه اين مصفا شفا بخش دل هاست.نماز

چرا نماز بخوانيم؟

قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خداوند ذكر مي كند«اقم الصلوه لذكري» نماز را به خاطر ياد من به پادار بلكه ياد بزرگتر خداست«و لذكر الله اكبر» زيرا انسان در زندگي اين جهان با توجّه به عوامل غافل كننده، نياز به يادآوري و تذكر دارد به اين معني كه زندگي بشود درياي بي پاياني است كه بدون ياد خدا گمراه كننده است و بشر را به غرقاب مي كشاند و اين موجود كه در كوتاهترين مدّت، خدا را از ياد مي برد و مسئوليت خويش را فراموش مي كند. آيا نبايد اوقات معيّني به هدف و مسير صحيح زندگي خود توجّه نمايد؟ علاوه بر اين كه انسان در مسير زندگي خود استقلالي نداشته و بايد از آفريدگار خود كمك گيرد. بدين جهت بايد وسيله اي باشد تا در اين فاصله هاي مختلف زماني خدا و رستاخيز و دعوت پيامبران و هدف آفرينش را به ياد او آورد و از غرق شدن در گرداب بي خبري و غفلت حفظش نمايد و نماز اين وظيفة مهم را عهده دار است. انسان، صبحگاهانكه از خواب برمي خيزد، خوابي كه از همه چيز جهان او را بيگانه كرده، برنامه زندگي را مي خواهد شروع كند. قبل از هر چيز به سراغ نماز مي رود و قلب و جان خود را با ياد خدا صفا مي دهد و از او ياري مي گيرد و آماده سعي و تلاش توأم با پاكي و صداقت مي گردد. باز هنگامي كه غرق كارهاي روزانه شد و مدّت زماني گذشت چه بسا ميان او و ياد خدا جدايي افتد وقت نماز ظهر مي شود به سراغ نماز و راز ونياز با معبود مي رود تا اگر گرد غفلت بر قلب او نشسته آنرا شستشو دهد و همين طور نماز عصر و مغرب و عشاء. نكته قابل توجه اين است كه در آيه اي خداوند مي فرمايد: نماز را بپادار تا ياد من باشي امّا در جايي ديگر ياد خودش را آرامش بخش دلها اعلام مي كند «الّا بذكر الله تطمئن القلوب» و آيات پاياني سوره فجر، خطاب به جانهاي آرامش يافته مي گويد: «يا ايّها النّفس المطمئنه ارجعي الي ربّك راضيّه فادخلي في عبادي و ادخلي جنّتي» اي نفس قدسي مطمئن و دل آرام (به ياد خدا) امروز به حضور پروردگارت بازآي كه تو خشنود(به نعمتهاي ابدي او) و او راضي از (اعمال نيك) توست بازآي و در صف بندگان خاصّ من درآي و با خشنودي در بهشت (رضوان) من داخل شو. حال اگر اين آيات را كنار هم قرار دهيم در مي يابيم كه نماز، ياد خدا را در انسان زنده مي كند، ياد خدا نفس مطمئنّه را به او مي دهد و نفس مطمئنّه هم او را به مقام بندگان خاصّ و بهشت جاويد رهنمون مي كند و شايد همين امر را بتوان رمز تكرار نمازها در طول شبانه روز، پنج مرتبه دانست. وقتي از پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص) وقتي از فلسفه نماز مي پرسند حضرت بيست و پنج حكمت براي وجوب نماز ذكر مي نمايد.«نماز از شوايع دين است، و رضاي خدا در نماز است، راه انبياء به سوي خدا مي باشد. براي نمازگزار، دوستي فرشتگان، هدايت و ايمان، نور و معرفت و شناخت خدا، تشخيص حقّ از باطل، بركت در رزق و روزي، و راحتي بدون و سلامت آن و كراهت و ناراحتي شيطان مي باشد. و نماز، سلاح مؤمن عليه كافر و موجب اجابت دعا و قبول اعمال است و زاد و توشة مؤمن عليه كافر و موجب اجابت دعا و قبول اعمال است و زاد و توشة مؤمن در دنيا براي آخرت مي باشد. نماز نماز شفيع نمازگزار در نزد ملك الموت، مونس در قبر، بستر نيكو در زيرش و پاسخ نمازگزار براي نكير و منكر مي باشد. نماز بنده در محشر، تاجي است برسر او و موجب نور انيّت صورتش، لباس براي بدنش و ساير وحايل بين او و آتش جهنّم است. نماز، حجّت و برهان خوبي بين او و پروردگارش بوده موجب نجات بدنش از آتش جهنّم و جواز عبور از صراط و موجب فتح و گشايش در بهاي بهشت به سوي او مي باشد و مهرية حو را لعين و بهاي بهشت است. به وسيله ي نماز، بنده به درجه عالي و والا مي رسد، زيرا نماز، تسبيح و تحليل و تمجيد و تكبير و تمحيد و تقديس الهي است. نماز،قول حق و دعوت به سوي حقّ مي باشد دقّت در مفاهيم بلندي كه در اين دو روايت آمده است، به خوبي نشانگر فلسفة وجوب نماز مي باشد و ويژگي هايي از فلسفة نماز ذكر شده كه دربارة ديگر عبادات ذكر نشده است و يا داراي اين همه اهميت نيست. يكي ديگر از دلايل و اسرار تشويع فرضية نماز «تكريم و تعظيم خداوند» بزرگ است كه شايسته و سزاوار عبادت و پرستش است، يعني بر انسان لازم است، ولي نعمت خويش را شناخته و در مقابلش تواضع كند و جبين خود را به خاك بمالد و فرمانبرداري و اطاعت او را موجب عزّت و عظمت خويش بپندارد و هيچ گونه مخالفتي در پيشگاه با عظمتش ننمايد از اين رو حضرت علي (ع) در پيشگاه خدا اينگونه راز و نياز مي كنند «الهي هذه صلاتي صليّتها لالحاجه عنك اليها و لارغبه منك فيها الّا تعظيماً و طاعه و اجابه الي ما امرتني به، الهي ان كان فيها خلل او نقص من ركوعها او سجودها فل اتواخذني و تفضّل عليّ با القبول و الغفران » «خدايا! اين نماز من است كه در پيشگاه تو به جا آوردم نه به خاطر نيازي است كه تو به آن داري و نه به خاطر ميل و رغبتي است كه تو به آن داري بلكه براي بزرگداشت و پذيرش فرمان توست كه به انجام آن مرا فرمان داده اي. خدايا! اگر نماز من عيتي داشته يا كمبودي در ركوع و سجود آن است پس مرا بازخواست مكن و بر من با پذيرش و آموزش خود، عنايت و لطف بفرما.»

«آثار و فوايد فردي اجتماعي نماز»

آنچه مسلم است نمازي كه در اسلام اينقدر ارزشمند و با اهميّت است آثار و فوايد زيادي هم از نظر فردي و هم از نظر اجتماعي دارد كه ما در اينجا به چند مورد از اين فوايد و آثار اشاره مي كنيم:

الف ـ نماز حافظ تعادل در برابر خوبي و بدي است:

نماز عامل سازنده اي است كه پايداري و مقاومت انسان را در فراز و نشيبهاي زندگي حفظ مي كند و نمازگزار در مقابل هر خير و شر، خوبي و بدي، خويش را حفظ نموده و به هر بادي نمي لرزد. از اين رو مي بينيم خداوند در قرآن وقتي طبيعت دنيا پرست انسان را تبيين مي كند و خصوصيّات آن را بيان مي كند، بلافاصله نمازگزاران را از آن استثناء كرده و آنان را از اين رذائل منزّه مي داند.

ب ـ نماز بهترين بازدارنده از فحشاء و منكر است:

«اقم الصلوه ان الصلاه تنهي عن الفحشاء و المنكر و لذكر الله اكبر» نماز را بپادار كه نماز (انسان را) از كارهاي زشت و ناپسند باز مي دارد» طبيعت نماز به گونه اي است كه انسان را به ياد مبدأ و معاد مي اندازد كه اين دو، بهترين ضامن اجرايي براي خودداري از كارهاي زشت و ناپسند و انجام كارهاي شايسته است، يعني انسان وقتي به نماز مي ايستد، تكبير مي گويد، خدا را از همه چيزي بالاتر و برتر مي شمرد، به ياد نعمت هاي او افتاده حمد و سپاس او مي گويد و او را به رحمانيّت و رحيميّت مي ستايد، به ياد روز قيامت مي افتد، اعتراف به بندگي او كرده و از او ياري مي جويد، راه راست يعني راهي را كه پيامبران و صدّيقين و شهيدان و صالحان رفته اند.»طلب مي كند و از راه آناني كه مورد خشم خدا واقع شده و گمراهند به خدا پناه مي برد.(مضمون سوره حمد) بعد براي خدا «ركوع مي كند  و در برابر او پيشاني عبوديّت بر خاك مي نهد و غرق عظمت و بزرگي او مي شود و خود برتربيني و خودخواهي را فراموش مي كند. آنگاه شهادت به يگانگي او مي دهد و گواهي به رسالت پيامبر(ص) مي دهد.

بر پيامبرش درود مي فرستد و از خداوند در خواست مي كند كه او را در زمرة بندگان صالح خود قرار دهد. مسلماً جنين انساني كه هر روز چند بار اين مضامين را تكرار كند در قلب و روح او جنبشي بسوي حقّ و پاكي و جهشي بسوي تقوا پيدا مي شود او از كارهاي زشت دوري كند منتهي هر نمازي به همان اندازه كه از شرايط كمال برخوردار باشد، تأثير در اين بازداشتن دارد. ممكن نيست كسي نماز بخواند و هيچ گونه تأثيري در او نبخشد، يعني هر چند نمازش صوري باشد نهي از فحشاء و منكر، سلسله مراتب دارد.

ج ـ نماز عالي ترين عامل تزكيه و تهذيب نفس است:

نماز در ميان عبادات ديگر در تزكيه انسان از جايگاه ويژه اي برخوردار است. نماز محو كننده ي گناهان است به دليل آيه قرآن كه مي فرمايد:«انّ الحسنات يذهبن الّسيئات»1 «بدستي كه نيكي ها، بدكاري ها را از بين مي برد»

د ـ نماز نمودي از وحدت و يگانگي، امّت بزرگ است:

زيرا مسلمانان در وقت معيّن رو به جهت و قبله واحد با تشريفاتي خاص در صفوفي منظّم و يكپارچه، خداوند را پرستش مي كنند تا بدين وسيله اتّحاد و يگانگي خود را در قالب امّتي كه با ريسمان عبادت همه را به يكديگر پيوند زده و متحد ساخته، نشان دهند. هـ ـ نماز برترين وسيله استعانت و كمك خواهي است كه از پيشگاه خداوند بوسيله آن استمداد مي نماييم.

نماز وسيله اي است كه انبياء(ع) و اولياء الهي در رفع هر مشكلي و دفع هر شرّي و دورماندن از هر دشمني به آن متمسّك مي شدند چنانكه حضرت صادق(ع) مي فرمايند:«هرگاه به شما غصّه اي از غصّه هاي دنيا روي آورد مانعي ندارد كه وضو گرفته داخل مسجد شويد پس دو ركعت نماز بخوانيد و دعا كنيد و رسول خدا(ص) هرگاه غمگين مي شدند به نماز پناه مي بردند و علي(ع) هرگاه چيزي او را دلتنگ مي كرد به نماز پناه مي برد. آري نماز انسان را به قدرت لايز الي پيوند مي دهد كه همة مشكلات براي او سهل و آسان مي شود همين احساس، سبب مي شود كه انسان در برابر حوادث، نيرومند و خونسرد باشد. انسان وقتي در برابر وقايع و حوادث سخت و مشكلات طاقت فرسا قرار مي گيرد و نيروي خود را براي مقابله با آن ها ناتوان مي بيند، نياز به تكيه گاهي دارد كه از هر جهت نامحدود و بي انتها باشد. نماز، او را با چنين مبدئي مربوط مي سازد و با اتّكاء به او مي تواند با روحي مطمئن و آرام امواج سهمگين مشكلات را در هم بشكند و با ياد خدا و تقرّب به او به هدفي كه مي خواهد برسد.

«نماز و تشريفات»

در روايات اسلامي مي خوانيم كه امامان ما براي نماز لباس مخصوص داشتند، لباس شرف يابي به حضور خداوند به خصوص نماز عيد و جمعه را با لباس مخصوص برگزار مي كردند. در نماز باران سفارش شده كه امام جماعت لباس خود را وارونه بپوشد تا نشانة تذلل و خشوع بيشتري باشد. پارچه اي همانند حوله (هنگام نماز) بر دوش اندازد و اين دستورها به ما نشان مي دهد كه حال نماز يك سري آداب و تشريفات مخصوص به خود دارد. نه تنها نماز بلكه هر امر مقدسي. موسي(ع) هم براي گرفتن آيات تورات نيز بايد چهل شبانه روز مراسم و مناجات هايي در كوه طور داشته باشد. نماز يك پر از معنوي است كه بدون آمادگي هاي همه جانبه امكان ندارد، تمام آداب و شرايط و احكام نماز را بتوان نشانة اهميّت آن دانست و آن را به يك آداب رسمي همراه با تشريفات ويژه تشبيه كرد امام رضا(ع) لباسي را كه در آن يك ميليون ركعت نماز خوانده بودند به «دعبل» شاعر انقلابي كه بيست سال فراري دستگاه بني عباس بود و در سنّ حدود 90 سالگي بعد از نماز صبح شهيد شد جايزه دادند و مردم شهرستان قم براي خريداري آن لباس پول ها دادند ولي «دعبل» آن را نفروخت.


«نكات تربيتي نماز»

الف ـ نماز و طبيعت

نماز تنها يك توجّه قلبي نيست، عملي است همراه با مردم و با بهره گيري از طبيعت: بايد به آسمان نگاه كرد تا وقط نماز را شناخت، به ستارگان نگريست تا قبله را شناخت، به آن توجه كرد تا پاك و مطلق و حلال و تميز باشد، به خاك دقّت كرد تا براي سجده و تيمّم شرايط لازم را داشته باشد. عبادات الهي بدون طبيعت نمي شود. رسول اكرم(ص) سحرها به آسمان و ستارگان نگاه مي كرد و فكر مي كرد و مي گفت: «ربّنا ما خلقت هذا باطلا» پروردگارا اينها را بيهوده خلق نكردي بعد به نماز مي ايستاد، فكر در طبيعت يكي از راههاي خداشناسي است. سعدي مي گويد: «هر نفسي كه فرو مي رود. ممّد حيات است و چون برآيد مفرّح ذات،پس در هر نفسي دو نعمت موجود است و بر هر نعمتي شكري واجب»آري اگر نفس فرو نرود زندگي نداريم، اگر بد نگرد باز هم زندگي نداريم. ولي امام صادق(ع) مي فرمايد: در هر نفسي هزاران نعمت در كار است (نه دو نعمت) زيرا برگ، در نفس كشيدن انسان سهم دارد. اگر گياهان كربن ها را تبديل به اكسيژن نكنند چگونه نفس بكشيم؟ بلكه در هر نفسي نهنگ هاي دريا شريكند زيرا هر شبانه روز ميليون ها حيوان ريز و درشت در اقيانوس ها مي ميرند كه اگر نهنگ ها آن ها را نبلعند و درياها را پاكسازي نكنند آبها بدبو و فاسد مي شوند و اگر آب ها فاسد شود تنفّس براي انسان مشكل خواهد شد. توجه مي كنيد كه براي يك نفس كشيدن ما هم برگ درختان و هم نهنگ اقيانوس ها بايد همكاري كنند، حيف كه ما از اسرار هستي غافليم! در اسلام فكر در طبيعت بزرگترين عبادتها است، فكر در خاك و آب و آسمان و گياهان، ولي در نماز مقدار و شيوه بهره گيري از طبيعت محدود است، مردان حق ندارد هنگام نماز از طلا و ابريشم استفاده كنند، پوشيدن لباس تكبّر با تواضع در درگاه خداوند سازگار نيست. خوردن و آشاميدن هنگام نماز با روح عبادت سازگار نيست، سجده بر زمين خاكي عبادت است ولي در سجده بر خوردني ها و آشاميدني ها، شكم پرستي مطرح است به خداپرستي، توجه به طبيعت صحيح است نه غرق در طبيعت شدن، طبيعت آيه و علامت و فلش براي عبور است نه توقفگاه و غرقاب، آب دريا براي آن است كه كشتي روي آن حمل شود نه آنكه آب در داخل كشتي وارد شود تا همه را غرق كند، خورشيد براي آن است كه انسان از نورش بهره گيرد نه آنكه به نورش خيره شود تا كور گردد.

ب ـ نماز و ياد شهداء

بهترين چيزي كه سجده بر آن سفارش شده خاك كربلا و تربت امام حسين(ع) است. امام صادق(ع) هنگام سجده پيشاني را بر خاك كربلا مي گذاشت. براي همراه داشتن تسبيح تربت امام حسين(ع) نيز رواياتي وارد شده است تا آنجا كه همراه داشتن آن مثل گفتن سبحان الله است و سجده بر مهر آن سبب كنار رفتن پرده ها و قرب بيشتر به ذات مقدس اوست.

ج ـ نماز و ادب

كسي كه صداي اذان را بشنود و بي تفاوت باشد نسبت به نماز يك نوع بي ادبي كرده است. در اسلام به ما سفارش شده كه در نماز با ادب بايستيم، دست ها روي ران ها، بدن آرام، نگاه ها به محل سجده، لباسها نو و تميز، همراه با بوي خوش و معطّر باشد و اگر با جماعت هستيم از سايرين جلو و عقب نيفتيم و خود را هماهنگ ديگران و مردم كنيم، مقام امام نگهداريم، قبل از او كاري را انجام ندهيم به ركوع و سجود نرويم و بهتر است حتي قبل از كلام امام، ذكر نماز را به زبان جاري نكنيم. به ركوع و سجود نرويم و بهتر است حتي قبل از كلام امام، ذكر نماز را به زبان جاري نكنيم. مجموعه اين دستور العمل روحيه ادب و اطاعت را در انسان تقويت مي كند، آن هم ادبي بر اساسارزشهايي چون: شناخت، محبّت، تواضع و ادب در برابر كسي كه اهليت دارد، نه تملق، نه خود باختگي، نه وارداتي، نه تشريفاتي و نه متملقانه و بي محتوا. در حديث است: كسي كه سجده نماز را با سرعت انجام مي داد حضرت رسول(ص) فرمود:گويا كلاغي نوك به زمين مي زند. دـ نماز و روح بزرگ

انسان در نماز خداوندي را حمد و سپاس مي كند كه تمام هستي را تربيت مي كند. سرچشمه تمام رحمت ها و بركات است و مالك روز قيامت است كسي كه حمد و ثناي خود را نثار اين وجود مقدس كند هرگز حاظر نيست در برابر قدرت ناچيزي ستايش كند.

«آمادگي براي نماز»

الف ـ نماز و جهت گيري(قبله)

نمازگزار بايد روبه قبله بايستد،  هر شبانه روز بايد جهت و خطّ خودش را روشن كند، قبله او بايد ساده و پاك باشد، قبله و جهت او را بايد خداوند تعيين كند نه خودش و نه طاغوت ها، هر مكان و جهتي ارزش قبله شدن ندارد، قبله رمز شناسايي مسلين از ديگران است از اين جهت به مسلمين «اهل قبله» مي گويند، مسلمانان با  هر سليقه و تفكر و از هر نسل و نژادي، بايد جهت واحدي داشته باشند. اگر مال و مقام هر لحظه دل ما را به سويي مي كشد، هنگام نماز بايد دل از همه بكنيم و جهت واحدي داشته باشند. اگر مال ومقام هر لحظه دل ما را به سويي مي كشد، هنگام نماز بايد دل از همه بكنيم وجهت و خط خود را مشخص كنيم. كسي كه جسم خود را رو به خانه خدا كند آمادگي آنزا پيدا مي كند كه قلب و روح خود را متوجه صاحب خانه كند. قبله ما كعبه است، اولين زميني كه براي مردم و عبادت نباشد. خانه اي كه همه انبياء دورش طواف كرده اند، خانه اي كه ابراهيم پايه هايش را بالا برده و اسماعيل در كنارش به كارگري پرداخته است، خانه اي كه براي همه مردم و براي هميشه بايد درب هايش باز باشد و هيچ كسي به هيچ كس در آنجا حق تعرض ندارد و براي همه مقدس و از ملك هر كس آزاد است.

ب ـ وضو

وضو كليد نماز و نماز كليد بهشت است. براي عبادت خداوند مهربان و بجا آوردن نماز، خود را پاكيزه كرده و وضو مي گيريم، يعني به دستوري كه گفته مي شود دست و صورت خود را مي شوييم و باچهره اي شاداب، آماده نماز مي شويم. امام رضا(ع)فرمود: «آنكه به عبادت خداي بزرگ ميايستد،بايد خود را از آلودگي ها پاك كند، از سستي و بي حالي دور باشد، و با وضو، خود را براي سخن گفتن با خداي توانا پاك و آماده سازد»وضو، سبب پاكيزگي بدن و صفاي روان آدمي است. در برخي موارد هم بايد «غسل» كنيم، يعني تمام بدن را بشوييم و هرگاه نتوانيم وضو بگيريم يا غسل كنيم بايد به جاي آن، عمل ديگري به نام «تيمم» انجام دهيم كه صحيح مي باشد.


ج ـ اذان و اقامه

اذان، شعار توحيدي مسلمانان است. سرودي زيبا، موزون و كوتاه كه خداپرستان با شنيدن آن خود را براي راز و نياز با خدا آماده مي كنند. اذان، سرودي كه با الله شروع و با الله خاتمه مي يابد. اذان، به همه اعلام يم كند كه وقت نماز فرا رسيده است و مستحب است قبل از نماز اذان بگوييم. بعد از اذان خوب است اقامه بگوييم تا با گفتن اين ذكرهاي نوراني براي ملاقات با خدا آماده شويم. اقامه با اذان بسيار شبيه است و اختلاف اندكي دارد.

دـ مسجد

بهترين مكاني را كه اسلام براي نماز انتخاب و پيشنهاد كرده است تا همه مسلمانان از پير وجوان كوچك وبزرگ، مرد و زن، فقير و غني، ضعيف و قوي در آن گردهم آيند و خداي بزرگ را پرستش كنند مسجد است. در روايات آمده است: «نماز در مسجد حتي اگر بتنهايي باشد، از نماز جماعت در خانه بهتر است» و نشستن در مسجد به انتظار نماز عبادت است. انسان هاي با ايمان به مسجد مي روند تا با آفريدگار مهربان خود به گفتگو و راز و نياز بنشينند و از حال هم با خبر شوند و مشكلات يكديگر را برطرف كنند تا صفا، صميميت، همدلي و همبستگي آنان بيشتر و بيشتر شود پس «مسجد» مكان مقدسي است و احترام آن بر همه واجب: يعني هر نوع بي احترامي به مسجد يا نجس كردن زمين ، فرش، بام و ديوار آن حرام است و هركس بفهمد كه جايي از مسجد نجس شده است بايد بي درنگ نجاست را از بين برده و آن مكان را پاك كند.


«نكات قرآن»

الف ـ نماز و قرآن

زنده شدن نماز همان زنده شدن قرآن است، زيرا هر نمازگزار مجبور است كه در نمازهاي هفده ركعتي خود ده بار سوره حمد را بخواند و چون آن سوره مباركه كه هفت آيه دارد قهراً هر روز هفتاد آيه قرآن را مي خواند و سوره ديگري را كه بعد از حمد مي خوانيم نيز چند آيه دارد كه اگر فرض كنيم سوره توحيد (قل هو الله احد) باشد، پنج آيه خواهد بود كسي كه ده بار در ده ركعت اين سوره را بخواند مي شود پنجاه آيه. بنابراين مجموع آياتي كه نمازگزار بايد بخواند در هر شبانه روز يكصد و بيست آيه خواهد بود و تلاوت اين تعداد آيه در هر روز، قرآن را از مهجوريت بيرون مي آورد. رابطه انسان و قرآن را در جامعه زياد مي كند، بگذريم كه بسياري از اوقات انسان به جاي سوره توحيد سوره هاي ديگر را مي خواند كه آن نيز سبب حفط كردن سوره ها ست. بعلاوه قرآن و نماز بارها در كنار هم آمده است.«يتلون كتاب الله و اقاموا الصلوه»كسي كه قرآن تلاوت مي كنند و نماز به مي دارند. در جاهاي ديگر مي خوانيم: يمشكون بالكتاب و اقاموا الصلوه» آري قرآن و نماز در كناز هم هستند و هم در درون هم و كساني كه به قرآن تمسّك كرده و نماز به پا مي دارند.

ب ـ نماز همتاي رهبري است.

در قرآن دو بار كلمه (و من ذرّيتي) بكار رفته است كه هر دو بار از زبان مبارك حضرت ابراهيم است. يك بار زماني كه بعد از آزمايشات بسيار سنگين از طرف خداوند به مقام رهبري رسيد فوراً از خدا خواست كه ذربه من هم رهبر شوند ولي در جواب شنيد ظالم رهبر نمي شود (اگر از ذريه تو ظلمي سر زند رهبر نخواهد شد) بار ديگر در دعائي كه براي اقمه نماز داشت فرمود: (و من ذريتي). يعني خداوندا ذريه و نسل مرا نيز از بر پاكننده گان نماز قرار بده. بنابراين در گرفتن مقام رهبري و اقامه نماز ابراهيم كلمه (و من ذرّيتي) را بكار برد معلوم مي شود مقام نماز مثل مقام رهبري و همتاي آن است.

ج ـ نماز و رحمت

تكرار لغت رحمت هر روز شصت مرتبه وجود دارد در فرد و جامعه رحمت انسانها به جوش مي آيد و اگر رحمت به جوش آمد كمك ها، محبت ها، تعاون ها، خير خواهي ها و عفو و گذشت ها ثمره آن خواهد بود.

«نمازهاي معصومين»

در مورد نماز پيامبر اكرم(ص) گفته شده است: «رسول اكرم(ص) وقتي به نماز مي ايستادند رنگ از صورتشان به رنگ خاكستري در مي آمد به خاطر ترس از خداوند و سينه يا دلشان صداي مختصري مانند صداي سينة شخص ترسناك،داشت» در كتاب كيمياي سعادت، در اين باره آمده است پيامبر اكرم(ص) فرمود: «بسا كه نصيب وي از نماز جز رنج و ماندگي چيزي نيست و اين، آن بود كه به كالبد، نماز همي كند و به دل غافل» و گفت: «بسيار كس بُوَد كه نماز بكند و نماز وي شش يكي يا ده يكي بيش ننويسند و آن مقدار نويسند از نماز هر يكي كه به دل اندر آن حاضر بود» همچنين در مورد نماز مولي علي(ع)نقل شده است:«علي (ع)وقتي كه وقت نماز مي شد مي لرزيد و رنگ چهره اش از ترس خدا تغيير مي كرد، پس گفته شد به ايشان كه شما را چه شود؟ حضرت فرمودند: وقت اداء امانتي رسيده است، كه خدا آن را بر آسمان ها و زمين عرضه داشت و آنها از قبول آن امتناع ورزيدند و از پذيرفتن آن ترسيدند و انسان آن را پذيرفت. پس نمي دانم آيا نيكو امانت را برداشتم يا خير؟»فاطمه زهرا(س) هنگام نماز از ترس خدا نفس نفس مي زد و امام حسن(ع) هرگاه از وضو فارغ مي شدند رنگشان تغيير مي كرد و وقتي در اين مورد از ايشان سؤال كردند، فرمودند:«كسي كه مي خواهد بر صاحب عرش وارد شود و به خدمت او برسد سزاوار است كه رنگ چهره اش دگرگون شود.»مانند همين حالت در مورد امام سجاد(ع) نيز نقل شده است كه حضرتش وقتي وضو مي گرفتند. رنگ چهره شان زرد مي شد از حضرت اطرافيان سؤال كردند: چرا در هنگام وضو اين حالت، به شما دست مي دهد؟ حضرت فرمودند: آيا مي دانيد كه در مقابل چه كسي مي خواهم بايستم؟» و گفته شده كه روزي در حال نماز وداء از شانه آن حضرت افتاد. حضرت تا فراغت از نماز آن را به شانه نيفكندند. از علّت اين امر، سؤال كردند. امام فرمود:«واي بر تو آيا مي داني كه در مقابل چه كسي ايستاده ام؟ به درستي كه نماز بنده، جز به همان مقداري كه با توجه و حضور قلب و اقبال به خدا باشد از او پذيرفته نميشود.» و از امام صادق(ع) نيز نقل شده كه فرمودند: پدرم هرگاه براي نماز به پاي خواست آن چنان بود كه گويا شاخه درختي است كه بر آنچه باد حركت دهد حركتي از خود ندارد.» اينها و دهها نمونه روايت ديگر كه در مورد نمازهاي معصومين نقل شده است نشانگر اين حقيقت مي باشدكه براي نماز ارزش فوق العاده اي قائل بوده اند و در به جا آوردن كامل و با شرايط، اهتمام زيادي ورزيدند. و اين را از حالات خاصي كه در قبل از نماز و در حال نماز برايشان عارض مي شد مي توان آشكارا دريافت.

رسول خدا(ص) مي فرمود تشنه از آب سيراب و گرسنه از غذا سير مي شود ولي من هرگز از نماز سير نمي شود. حضرت علي(ع) در نماز غرق در توجه به خدا بود به نحوي كه اگر تير از پاي حضرت مي كشيدند متوجه نمي شد.

سبك شمردن نماز

در اسلام از يك سو به اقامه نماز و محافظت و مداومت بر آن تأكيد بسيار زيادي شده است; از سويي ديگر سبك شمردن نماز و تأخيرش از وقت فضيلت آن(اول وقت) به شدّت مورد مذمّت و نكوهش شارع مقدّش قرار گرفته است كه اين مهم را به خوبي مي توان از آيات و روايات متعددي دريافت. به طور مثال قرآن در سوره «مريم» از گروهي كه مكتب انسان ساز انبياء جدا شدند و پيرواني نا خلف از آب در آمدند سخن مي گويد و قسمتي از اعمال زشت آنها را برشمرد و مي گويد: «بعد از آنها فرزندان ناشايسته اي روي كار آمدند كه نماز را ضايع كردند و از شهوات پيروي نمودند كه به زودي مجازات گمراهي خود را خواهند ديد» در اي كه منظور «اضاعة نماز» در انجا ترك نماز است و يا تأخير نماز و يا انجام دادن اعمالي كه نماز را در جامعه ضايع كند؟… مفسران احتمالهاي مختلفي داده اند. چنانكه در ذيل آية مذكور در تفسير قرطبي آمده است:«اين آيه صراحت دارد در اين كه اضاعة نماز از گناهان كبيره اي است كه عقوبتش حتمي مي باشد. بنابراين كسي كه محافظت بر كمال وضو و ركوع و سجود نكند محافظت بر نماز نكرده و كسي كه محافظت بر نماز نكند آن را ضايع كرده است و كسي كه نماز را ضايع كند پس او بر غير نماز ضايع كننده تر است.»در اين باره امام صادق(ع) مي فرمايند: «بنده زماني كه به وقت خودش نماز بخواند و محافظت بر آن نمايد اين نماز به صورت نور تاباني جلوه گر شده، مي گويد مرا حفظ نمودي خداوند تو را حفظ كند. و اگر نمازش را در وقت خودش نخواند (البته بدون عذر و علت) و محافظت بر آن ننمايد نمازش به صورت يك چهرة تاريك در آمده مي گويد خدا ترا ضايع نمود همچني زداده از امام باقر(ع) نقل مي كند كه آن حضرت فرمودند:«نمازت را سبك نشمار زيرا پيامبر(ص) هنگام رحلتشان فرمودند:از امّت من به حساب نمي آيد كسي كه نمازش را سبك بشمارد»در اينجا پيامبر اكرم (ص) سبك شمارنده نماز را جز امّت خود به حساب نمي آورند. از اين بالاتر رسول اكرم(ص) در جايي ديگر مي فرمايند:«نمازتان را ضايع نكنيد پس اگر كسي نماز خويش را ضايع كند با قارون و هامان محشور مي گردد و حق است بر خداوند كه او را با منافقين وارد جهنم نمايد پس واي بر كسي كه محافظت بر نمازش نكند»در قيامت اميد و آرزوي همه ما شفاعت پيامبر(ص) و خاندان گراميش(ع) مي باشد بنابراين نبايد به نمازمان با ديد بي توجهي و بي اهمّيتي برخورد نماييم چرا كه در اين صورت از اين نعمت بزرگ «شفاعت»محروم مي شويم. و شاهد صادقي كه بر اين مدّعا مي توانيم اقامه كنيم،توصيه و سفارشي است كه امام جعفر صادق(ع) در آخرين لحظات عمر شريفشان خطاب به خويشان و نزديكانشان فرمودند:«هرگز به شفاعت ما نمي رسد كسي كه نمازش را سبك بشمارد.ونيز در مورد استخفاف به نماز ز راه مي گويد از امام باقر(ع) شنيدم كه فرمودند:«پيامبر در مسجد بودند ، مردي وارد شد. پس مرد نماز خواند اما آن گونه شايسته بود ركوع و سجودش را به جا نمي آورد(سريع نماز خواند). رسول خدا(ص) فرمودند مانند كلاغ منقار به زمين مي زند اگر بميرد در حاليكه اينگونه به نمازش بي اهميّت است)بر دين غير محمّد(ص)مرده است.»و در لسان روايات، كسي كه از اركان و واجبات و قيام و قعود و ركوع و سجود نمازش بدزدد،دزدترين دزدها معرفي شده است چنانكه حضرت علي (ع) مي فرمايند:«دزدترين دزدها كسي است كه از نمازش بدزدد يعني واجباتش را به پايان نرساند»هر چند در اين باره روايات زيادي از ائمه معصومين نقل شده است امّا به همين چند روايت اكتفاء نموده و مبحث را با روايتي از حضرت زهرا(س) خاتمه مي دهيم كه در آن حضرتش از پدر بزرگوارشان رسول اكرم (ص) مي پرسند:مكافات مردان و زناني كه به نماز بي اعتنا بوده و آن را سبك شمارد و بي اعتنايي نمايد به پانزده خصلت (مكافات در دنيا و آخرت)مبتلا گردد.شش مكافات و بلاي آن در دنيا گريبانگيرش مي شود، سه بلا هنگام مردن، و سه بلا در قبرش، و سه عقوبت در هنگامي كه از قبر در هنگامي كه از قبر خارج مي گردد. اما شش آفتي كه در دنيا به آن مبتلا مي گردد اين است كه: 1ـ خداوند بركت را از عمرش بر مي دارد.2ـ خداوند بركت را از روزيش برمي دارد3ـ خداوند نورانيّت سيماي صالحين را از صورتش مي گيرد.4ـ هر عمل شايسته اي كه انجام دهد پاداشي ندارد.5ـدعايش به آسمان بالا نمي رود.(مستجاب نمي شود)6ـاز دهاي خير مؤمنان و شايستگان بهره خيري نخواهد بود و امّا سه مكافاتي كه در دم مرگ دامنگيرش مي شود عبارتند از:1ـ با ذلّت و خواري مي ميرد. 2ـ با حالت گرسنگي مي ميرد3ـ با حالت تشنگي مي ميرد كه اگر تمام آب هاي جهان را به كامش بريزند عطش او برطرف نمي شود. و امّا سه بلايي كه در داخل قبر گرفتارش مي شود عبارتند از:1ـ خداوند فرشته اي را در قبر بر او مي گمارد كه او شكنجه اش كند.2ـ با فشار قبر گرفتار مي شود3ـ قبرش تاريك و ظلماني مي شود و اما سه بلايي كه در قيامت به آنها گرفتار مي شود اين است كه: 1ـ خداوند فرشته اي را براو مي گمارد كه او را به صورت بر روي زمين مي كشد، در حالي كه همة مردم او را مي بينند.2ـ از او به سختي حسابرسي مي كنند3ـ خداوند به او نظر رحمت نمي افكند و پاكش نمي كند و براي او عذاب دردناكي است.

«چند نمونه از حكايات سازنده پيرامون نماز»

پيامبر اسلام (ص) در مكه، در برابر مشركان،با دو نفر نماز جماعت مي خواند(حضرت علي و حضرت خديجه) و هرگز از كمي نفرات و زيادي دشمن نمي هراسيد.

امام حسين (ع)روز عاشورا، هنگام اذان ظهر، در برابر تيرهاي دشمن به نماز ايستاد آن هم آشكار او بيرون از خيمه ها و در دو ركعت نماز، سي تير به سوي حضرت پرتاب شد.

امام خميني «قدس سره» روز فرار شاه در فرانسه بود. در برابر دوربين خبرنگاران بسياري كه سخنان او را مستقيماً در دنيا پخش مي كردند قرار داشت. وسط سخن، همين كه متوجه شد اول وقت نماز رسيده كلام خود را قطع كرد رو به آستان خدا كرد و به نماز پرداخت. آري نماز، گنجينه اي از معنويت و كرامت است و انسان هايي كه از اين ذخيره ي معنوي برخوردارند.

«پيام هاي آسماني»

نماز نردبان ترقي است كه هر چه بيشتر با حضور قلب خوانده شود بالاتري مي روي. مهر كربلا در نماز يعني هرگز شهدا را فراموش نكنيد.

نماز يك زنگ بيداري و يك هشدار در ساعات مختلف شبانه روز است.

مي توانيم نماز را به سرود ملّي كشورها تشبيه كنيم.

نماز تنها دريايي است كه غرق شدن در آن لذّت بخش است.

سجده بعد از نماز،شكرانه توفيق انجام نماز است.

سجده بعد از نماز، شكرانه توفيق انجام نماز است.

بسم الله در اوّل هر كار رمز عشق به خدا و توكّل به او و وابستگي به اوست.

نماز به آدمي نشاط معنوي خاصي مي دهد واز پژمردگي و افسردگي روح جلوگيري مي كند.

نماز خلاصه اصول مكتب اسلام و روشنگر راه مسلماني و نشان دهنده ي مسئوليتها و نتيجه هاست.

نماز پيمان و انگيزه تحرك و بسيج و آمادگي است در حالتي صميمانه و دور از نيرنگ و فريب.

نماز، ركن اصلي دين است و بايد اصلي ترين جايگاه را در زندگي مردم داشته باشد.

هيچ وسيله اي مستحكم تر و دائمي تر از نماز براي ارتباط ميان انسان و خدا نيست.

«گوش جان بسپار بر حيّ علي خيرالعمل            هست در افعال نيكو از همه بهتر نماز»

چه بپوشیم؟

لباسی را که انسان می‏خواهد بپوشد، چه در نماز و چه در غیر نماز، دارای شرایطی است که رعایت کردن آنها موجب خشنودی پروردگار متعال و سعادت ابدی است و چون بعضی از شرایط لباس در غیر حال نماز با حال نماز فرق دارند ما مطالب مربوط به هر کدام را جدای از هم نقل می‏نماییم.

شرایط لباس در غیر حال نماز

اگر انسان بخواهد در غیر حال نماز لباس بپوشد، باید لباس او دارای شرایطی باشد که ذیلا بدانها اشاره می‏شود:

1- غصبی نباشد:بنابراین اگر لباسی را بخرد و پولش را ندهد یا بنا نداشته باشد بدهد -ولوبه آن شخص قول داده باشد و یا با عین پولی که خمس به آن تعلق گرفته است، بخرد و یا در هنگام خریدن تصمیم داشته باشد از آن پول بدهد، در تمام این موارد چنین لباسی غصبی است و یا حکم لباس غصبی را دارد.

عروة‏الوثقی، شرائط لباس المصلی، مساله 8، 9.

2- بنابر احتیاط واجب، نباید مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه بپوشد.

یادآوری

1- زن باید در حال نماز، گردن خود را بپوشاند و همچنین بنا بر احتیاط واجب، باید آن مقداری که بعد از بستن روسری بر سر، از زیر گلو و چانه دیده می شود، بپوشاند.

عروة‏الوثقی، فی الستر والساتر، مساله 6.

2- در واجب بودن پوشش و شرط بودنش برای صحت نماز، فرقی بین نمازهای واجب و مستحب نیست، بلکه در توابع نماز هم واجب است مانند قضای اجزای فراموش شده نماز و بنابر احتیاط واجب در سجده سهو; بلی در نماز میت و سجده واجب قرآن و سجده شکر واجب نیست.

عروة الوثقی، فی الستر والساتر، مساله 9.

3- اگر در بین نماز به علت وزش باد یا غفلت، عورتش پیدا شود و بعد از لحظاتی متوجه شود، در اینجا اگر فوری می‏شود خود را پوشید، باید بپوشاند و نمازش صحیح است و حضرت امام می‏فرمایند:شایسته است احتیاطا این نماز را تمام کند و دوباره بخواند و اگر پوشیدن آن در وسط نماز زمان زیادی طول می‏کشد، در این صورت آن را بپوشاند و بنابر احتیاط واجب نماز را تمام کرده و دوباره بخواند.

عروة‏الوثقی، فی الستر والساتر، مسال 11.

4- بر دختر بچه‏ای که بالغ نشده است، پوشیدن سر و گردن و مو واجب نیست.

لباس نمازگزار

     1-لباس نمازگزار شش شرط دارد:

     اول: آنكه پاك باشد.

     دوم: آنكه مباح باشد.

     سوم:‌ آنكه از اجزاي مردار نباشد.

     چهارم: آنكه از حيوان حرام گوشت نباشد.

     پنجم: آنكه اگر نمازگزار مرد است،‌ لباس او ابريشم خالص نباشد.

     ششم‌: آنكه اگر نمازگزار مرد است، لباس او طلاباف نباشد.

«نمازهاي واجب» شش نماز هستند:

     1-نماز يوميه

     2-نماز آيات

     3-نماز ميت (كسي كه از دنيا رفته و مرده است.

     4-نماز طواف واجب خانة كعبه (نماز دور زدن واجب به دور خانة خدا)

     5-نماز قضاي پدر و مادر كه بر پسر بزرگتر واجب است.

     6-نمازي كه به واسطة نذر و قسم و عهد واجب مي‌ شود.

     در نماز يازده چيز واجب است كه به آنها «واجبات نماز» مي‌‌گويند:

     اول: نيت. دوم: قيام، يعني ايستادن. سوم: تكبيره الاحرام، يعني گفتن الله اكبر در اول نماز. چهارم: قرائت. پنجم:‌ ركوع. ششم: سجود هفتم: ذكر هشتم: تشهد. نهم: سلام. دهم: ترتيب. يازدهم: موالات، يعني پي در پي بودن اجزاي نماز (بدون فاصله انجام دادن كارهاي نماز).

     براي خواندن نماز، اول وضو مي‌‌گيريم. آنگاه واجبات نماز يوميه يا همان دستور نمازهاي شبانه روزي را بدون فاصله و همانطور كه در كتاب ديني آموخته‌ايد انجام مي‌‌دهيم.

مطلب پیشنهادی

نماز اوج بندگی

✅نمازهایمان اگر “نماز” بود که موقع سفر، ذوق نمی کردیم از شکسته شدنش! ✅نمازهایمان اگر …

4 دیدگاه

  1. سلام داداش جون من این متنو کپی کردم حلال کن البته منبع شو سایت خودتون زدما

  2. خیلی خوب بود دادش ممنون.

  3. باسلام خدمت مدیر سایت عزیز ….اگه دعاهای مفاتیح وبرای دانلود بگذارید ممنون میشم با تشکر از مدیر سایت اقای ابراهیمیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *