خانه » بایگانی برچسب: نيازمند ارامش

بایگانی برچسب: نيازمند ارامش

جاری همانند رودخانه…

سلام مهربون رفت پیش استاد بی تاب بود و ناآرام گفت : زندگیم متلاطمه آشفته ام و نیازمند آرامش و اشک پهنای صورتش رو پوشوند پیر دانا دستش رو گرفت ازش خواست تا با هم قدمی بزنند وقتی به رودخونه رسیدند برگی رو توی آب انداخت و بهش گفت : ببین چجوری خودش رو به جریان آب سپرد و چجوری …

توضیحات بیشتر »