قالب وردپرس قالب وردپرس آموزش وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه » بایگانی برچسب: اشعار فريدون مشيري

بایگانی برچسب: اشعار فريدون مشيري

بهار را باور کن

            بهار را باور کن باز کن پنجره هارا که نسیم روز میلاد اقا قی هارا جشن می گیرد و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه چلچله ها برگشتند وطراوت را فریاد زدند کوچه یکپارچه اواز شده است ودرخت گیلاس هدیه جشن اقا قی ها را گل به دامن کرده است بازکن پنجره ها …

توضیحات بیشتر »

چشم تو

کاش می‌دیدم چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است آه وقتی که تو لبخند نگاهت را می‌تابانی بال مژگان بلندت را می‌خوابانی آه وقتی که  توچشمانت آن جام لبالب از جان‌دارو را سوی این تشنه جان سوخته می‌گردانی موج موسیقی عشق از دلم می‌گذرد روح گل ‌رنگ شراب در تنم می‌گردد دست ویرانگر شوق پرپرم می‌کند ای …

توضیحات بیشتر »

خالق من، خدای من، تک و تنها به تو می اندیشم

همه می پرسند : « چیست در زمزمه ی مبهم آب ؟ چیست در همهمه ی دلکش برگ ؟ چیست در بازی آن ابر سپید ، روی این آبی آرام بلند ، که تو را می برد این گونه به ژرفای خیال چیست در خنده جام که تو چندین ساعت ، مات و مبهوت به آن می نگری ؟ » …

توضیحات بیشتر »