خانه » ♦ مذهبی » آداب و سنن نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و اله

آداب و سنن نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و اله

میلادپیامبر اکرم

                                                  میلادپیامبر اکرم

نقش اخلاق در سیره عملى پیامبر اسلام (ص)
عدى بن حاتم مى‏گوید:«هنگامى که خواهرم سفانه به اسارت‏سپاه اسلام درآمد و من به سوى شام گریختم، پس از مدتى خواهرم ‏با کمال وقار و متانت ‏به شام آمد و مرا در مورد این که‏گریخته‏ام و او را تنها گذاشتم سرزنش کرد، عذرخواهى کردم، پس‏از چند روزى از او که بانویى خردمند و هوشیار بود، پرسیدم:«این مرد (پیامبر اسلام) را چگونه دیدى؟» گفت: «سوگند به ‏خدا او را رادمردى شکوهمند یافتم…
روایاتى چند درباره پاره ‏اى از سنن و آداب آن حضرت در معاشرت:
۱- و در کتاب ارشاد دیلمى است که:

رسول خدا (ص) لباس خود را خودش وصله مى‏زد، و کفش خود را خود مى‏دوخت، و گوسفند خود را مى‏دوشید، و با بردگان هم غذا مىی شد،و بر زمین می نشست و بر مرکب سوارمی شد و دیگرى را هم پشت سر خود بر آن سوار میکرد، و حیا مانعش نمى‏شد از این که مایحتاج خود را خودش از بازار تهیه کرده به سوى اهل خانه‏ اش ببرد، به توانگران و فقرا دست مى‏داد و دست خود را نمى‏کشید تا طرف دست خود را بکشد،به هر کس مى‏رسید چه توانگر و چه درویش و چه کوچک و چه بزرگ سلام می داد، و اگر چیزى تعارفش مى‏کردند آن را تحقیر نمیکرد اگر چه یک خرماى پوسیده بود، رسول خدا(ص) بسیار خفیف المؤنه و کریم الطبع و خوش معاشرت و خوش رو بود، و بدون این که، بخندد همیشه تبسمى بر لب داشت، و بدون این که چهره‏اش در هم کشیده باشد همیشه اندوهگین به نظر مى‏رسید، و بدون این که از خود ذلتى نشان دهد همواره متواضع بود، و بدون این که اسراف بورزد سخى بود،بسیار دل نازک و نسبت به همه مسلمانان مهربان بود، هرگز به نوعی که سیر شود غذا نخورد، و هرگز دست طمع به سوى چیزى دراز نکرد. (۲۹)

۲- و در کتاب مکارم الاخلاق روایت شده که:

رسول الله (ص) عادتش این بود که خود را در آینه ببیند و سر و روى خود را شانه زند و چه بسا این کار را در برابر آب انجام مى‏داد و گذشته از اهل خانه، خود را براى اصحابش نیز آرایش مى‏داد و مى‏فرمود:

خداوند دوست دارد که بنده‏اش وقتى براى دیدن برادران از خانه بیرون مى‏رود خود را آماده ساخته؛ آرایش دهد. (۳۰)

۳- و در کتاب‏هاى علل و عیون و مجالس به اسنادش از حضرت رضا از پدران بزرگوارش(ع) نقل کرده که رسول الله (ص) فرمود: من از پنج چیز دست برنمى‏دارم تا بمیرم:

۱ـ روى زمین و با بردگان غذا خوردن.

۲ـ بر مرکب ساده سوار شدن.

۳ ـ به دست خود بز دوشیدن.

۴ ـ لباس پشمینه پوشیدن.

۵ ـ و به کودکان سلام کردن .براى این دست برنمى‏دارم که امتم نیز بر آن عادت کنند و این خود سنتى شود براى بعد از خودم. (۳۱)

۴-و در کتاب فقیه از على (ع) روایت شده که به مردى از بنى سعد فرمود:

آیا تو را از خود و از فاطمه حدیث نکنم ـ تا آنجا که فرمود ـ پس صبح شد و رسول الله (ص) بر ما وارد شد در حالى که من و فاطمه هنوز در بستر خود بودیم، فرمود: سلام علیکم، ما از جهت این که در چنین حالى بودیم شرم کرده، جواب سلامش نگفتیم، بار دیگر فرمود: السلام علیکم باز ما جواب ندادیم، بار سوم فرمود: السلام علیکم اینجا بود که ترسیدیم اگر جواب نگوئیم آن جناب مراجعت کنند چرا که عادت آن حضرت چنین بود که سه نوبت سلام مى‏کرد اگر جواب مى‏شنید و اذن مى‏گرفت داخل مى‏شد و گرنه برمى‏گشت، از این جهت ناچار گفتیم: و علیک السلام یا رسول الله، درآى، آن حضرت بعد از شنیدن این جواب داخل شد… .(۳۲)

۵- و در کتاب کافى بسند خود از ربعى بن عبد الله از ابى عبدالله (ع ) نقل کرده که فرمود : رسول خدا (ص) به زنان هم سلام میکرد و آنها سلامش را جواب مى‏دادند. (۳۳)

۶- و نیز در کافى به سند خود از حضرت عبد العظیم بن عبدالله حسنى نقل کرده که ایشان بدون ذکر سند از رسول خدا(ص) نقل کرده و گفته که آن حضرت سه نوع مى‏نشست: یکى” قرفصاء ” ـ و آن عبارت از این بود که ساقهاى پا را بلند مى‏کرد و دو دست خود را از جلو بر آنها حلقه مى‏زد و با دست راست بازوى چپ و با دست چپ بازوى راست را مى‏گرفت، دوم این که دو زانوى خود و نوک انگشتان پا را به زمین مى‏گذاشت، سوم این که یک پا را زیر ران خود گذاشته و پاى دیگر را روى آن پهن می کرد و هرگز دیده نشد که چهار زانو بنشیند. (۳۴)

۷- و در کتاب مکارم الاخلاق از کتاب نبوت از على (ع) نقل کرده که فرمود: هیچ دیده نشد که رسول خدا(ص) با کسى مصافحه کند و او جلوتر از طرف دست خود را بکشد، بلکه آن قدر دست خود را در دست او نگه می داشت تا او دست آن جناب را رها سازد، و هیچ دیده نشد که کسى با پر حرفى خود مزاحم آن حضرت شود و او از روى انزجار سکوت کند، بلکه آن قدر حوصله به خرج مى‏داد تا طرف ساکت شود و هیچ دیده نشد که در پیش روى کسى که در خدمتش نشسته پاى خود را دراز کند، و هیچ وقت مخیر بین دو چیز نشد مگر این که آن کاری که دشوارتر بود را اختیار مى‏فرمود، و هیچ وقت در ظلمى که به او می شد به مقام انتقام در نیامد، مگر این که محارم خدا هتک شود که در این صورت خشم مى‏کرد و خشمش هم براى خداى تعالى بود، و هیچ وقت در حال تکیه کردن غذا میل نفرمود تا از دنیا رحلت کرد، و هیچ وقت چیزى از او درخواست نشد که در جواب بگوید: “نه”، و حاجت هیچ حاجتمندى را رد نکرد بلکه عملا یا به زبان به قدرى که برایش میسور بود آن را برآورده می ساخت،نمازش در عین تمامیت ازهمه نمازها سبک ‏تر و خطبه‏اش از همه خطبه‏ها کوتاهتر بود، و مردم، آن جناب را به بوى خوشى که از او به مشام مى‏رسید مى‏شناختند، و وقتى با دیگران بر سر یک سفره مى‏نشست اولین کسى بود که شروع به غذا خوردن مى‏کرد، و آخرین کسى بود که از غذا دست مى‏کشید، و همیشه از غذاى جلو خود میل مى‏فرمود، و وقتى چیزى مى‏آشامید آشامیدنش با سه نفس بود، و آن را مى‏مکید و مثل پاره‏اى از مردم نمى‏بلعید، و دست راستش اختصاص داشت براى خوردن و آشامیدن، و جز با دست راست چیزى نمى‏داد و چیزى نمى‏گرفت، رسول خدا با دست راست کار کردن را در جمیع کارهاى خود دوست مى‏داشت حتى در لباس پوشیدن و کفش به پا کردن و موى شانه زدنش.

و وقتى دعا مى‏فرمود سه بار تکرار مى‏کرد، و وقتى تکلم مى‏فرمود در کلام خود تکرار نداشت و اگر اذن دخول مى‏گرفت سه بار تکرار مى‏نمود، کلامش همه روشن بود به طورى که هر شنونده‏اى آن را مى‏فهمید، وقتى تکلم مى‏کرد چیزى شبیه نور از بین ثنایایش – دندان های ثنای ایشان – بیرون مى‏جست، و اگر آن جناب را مى‏دیدى مى‏گفتى افلج (۳۵) است و حال آن که چنین نبود، نگاهش همه به گوشه چشم بود، و هیچ وقت با کسى مطالبى را که خوش آیند آن کس نبود در میان نمى‏گذاشت، وقتى راه مى‏رفت گویى از کوه سرازیر مى‏شد و بارها مى‏فرمود بهترین شما خوش اخلاق‏ترین شما است، هیچ وقت طعم چیزى را مذمت نمى‏کرد، و آن را نمى‏ستود، اهل علم و اصحاب حدیث در حضورش نزاع نمى‏کردند، و هر دانشمندى که موفق به درک حضورش شد این معنا را گفت که من به چشم خود احدى را نه قبل از او و نه بعد از او نظیر او ندیدم. (۳۶)

۸- و در کتاب کافى به سند خود از جمیل بن دراج از ابى عبدالله (ع) نقل کرده که فرمود : رسول خدا (ص) نگاه‏هاى زیر چشمى خود را در بین اصحابش به طور مساوى تقسیم کرده بود به این معنا که به تمام آنان به یک جور نظر مى‏انداخت و همه را به یک چشم مى‏دید، و نیز فرمود:هیچ اتفاق نیافتاد که آن جناب پاى خود را در مقابلاصحابش دراز کند،و اگر مردى با او مصافحه مى‏کرد دست خود را از دست او بیرون نمى‏کشید و صبر مى‏کرد تا طرف دست او را رها سازد، از همین جهت وقتى مردم این معنا را فهمیدند هر کس با آن جناب مصافحه مى‏کرد دست خود را مرتباً به طرف خود مى‏کشید تا آن که از دست آن حضرت جدا مى‏کرد. (۳۷)

۹- و در کتاب مکارم الاخلاق مى‏گوید، رسول خدا(ص) هر وقت حرف مى‏زد در حرف زدنش تبسم مى‏کرد. (۳۸)

۱۰-و نیز از یونس شیبانى نقل مى‏کنند که گفت امام ابى عبدالله (ع) به من فرمود: چطور است شوخى کردنتان با یکدیگر؟ عرض کردم خیلى کم است، فرمود چرا با هم شوخى نمى‏کنید؟ شوخى از خوش اخلاقى است و تو با شوخى مى‏توانى در برادر مسلمانت مسرتى ایجاد کنى،رسول خدا (ص) همواره با اشخاص شوخى مى‏کرد، و مى‏خواست تا بدین وسیله آنان را مسرور سازد.(۳۹)

۱۱- و نیز در آن کتاب از ابى القاسم کوفى در کتاب اخلاق خود از امام صادق (ع) روایت کرده که فرمود: هیچ مؤمنى نیست مگر این که از شوخى بهره‏اى دارد، رسول الله (ص) هم با اشخاص شوخى مى‏کرد، ولى در شوخی هایش جز حق نمى‏گفت. (۴۰)

۱۲- و در کافى به سند خود از معمر بن خلاد نقل کرده که گفت از حضرت ابى الحسن سؤال کرد که قربانت شوم، انسان با مردم رفت و آمد دارد، مردم مزاح مى‏کنند، مى‏خندند، تکلیف چیست؟ فرمود، عیبى ندارد اگر نباشد، و من گمان مى‏کنم مقصود آن جناب از جمله “اگر نباشد” این بود که اگر فحش نباشد، آنگاه فرمود:مردى اعرابى به دیدن رسول الله مى‏آمد و برایش هدیه مى‏آورد و همان جا به عنوان شوخى مى‏گفت پول هدیه ما را مرحمت کن. رسول خدا هم مى‏خندید و وقتى اندوهناک مى‏شد مى‏فرمود: اعرابى چه شد کاش مى‏آمد.(۴۱)

۱۳- و در کافى به سند خود از طلحه بن زید از امام ابى عبدالله (ع) روایت کرده که فرمود: رسول خدا(ص) بیشتر اوقات رو به قبله مى‏نشست. (۴۲)

۱۴- و در کتاب مکارم مى‏گوید: رسول خدا (ص) رسمش این بود که وقتى مردم، بچه‏هاى نو رسیده خود را به عنوان تبرک خدمت آن جناب مى‏آوردند، آن حضرت براى احترام خانواده آن کودک، وى را در دامن خود مى‏گذاشت و چه بسا بچه در دامن آن حضرت بول مى‏کرد و کسانى که مى‏دیدند ناراحت شده و سر و صدا راه مى‏انداختند، آن حضرت نهیبشان مى‏کرد. و طورى رفتار مى‏کرد که خانواده کودک احساس نمى‏کردند که آن جناب از بول بچه‏شان متاذى شد تا در پى کار خود مى‏شدند، آن وقت برمى‏خاست و لباس خود را مى‏شست. (۴۳)

۱۵– و نیز در همان کتاب روایت شده که رسول خدا(ص) را رسم چنین بود که اگر سوار بود هیچ وقت نمى‏گذاشت کسى پیاده همراهیش کند یا او را سوار در ردیف خود مى‏کرد و یا مى‏فرمود تو جلوتر برو و در هر جا که مى‏گویى، منتظرم باش تا بیایم. (۴۴)

۱۶- و نیز از کتاب اخلاق ابى القاسم کوفى نقل مى‏کند که نوشته است: در آثار و اخبار چنین آمده کهرسول خدا(ص) براى خود از احدى انتقام نگرفت، بلکه هر کسى که آزارش مى‏کرد عفو مى‏فرمود.(۴۵)

۱۷- و نیز در مکارم الاخلاق مى‏نویسد کهرسم رسول خدا(ص) این بود که اگر کسى از مسلمین را سه روز نمى‏دید جویاى حالش مى‏شد، اگر مى‏گفتند سفر کرده حضرت دعاى خیر براى او مى‏فرمود، و اگر مى‏گفتند منزل است به زیارتش مى‏رفت و اگر مى‏گفتند مریض است عیادتش مى‏فرمود.(۴۶)

۱۸- و نیز از انس نقل مى‏کند که گفت: من نُه سال خدمتگزارى رسول خدا را کردم و هیچ به یاد ندارم که در عرض این مدت به من فرموده باشد چرا فلان کار را نکردى، و نیز به یاد ندارم که در یکى از کارهایم خرده ‏گیرى کرده باشد. (۴۷)

۱۹- و در کتاب احیاء العلوم مى‏گوید انس گفته: به آن خدایى که رسول الله (ص) را به حق مبعوث کرد، هیچگاه نشد که مرا در کارى که کردم و او را خوش نیامد عتاب کرده باشد که چرا چنین کردى، نه تنها آن جناب مرا مورد عتاب قرار نداد بلکه اگر هم زوجات او مرا ملامت مى‏کردند مى‏فرمود متعرضش نشوید مقدر چنین بوده است. (۴۸)

۲۰- و نیز در آن کتاب از انس نقل کرده که گفت: هیچ یک از اصحاب و یا دیگران آن حضرت را نخواند مگر این که در جواب مى‏فرمود:” لبیک”. (۴۹)

۲۱- و نیز از او نقل کرده که گفت اصحاب خود را همیشه براى احترام و به دست آوردن دلهایشان به کنیه‏هایشان مى‏خواند، و اگر هم کسى کنیه نداشت خودش براى او کنیه مى‏گذاشت. مردم هم او را به کنیه‏اى که آن جناب برایش گذاشته بود صدا مى‏زدند. و هم چنین زنان اولاد دار و بى اولاد و حتى بچه‏ها را کنیه مى‏گذاشت و بدین وسیله دلهایشان را به دست مى‏آورد. (۵۰)

۲۲- و نیز در آن کتاب است که رسول خدا(ص) را رسم این بود که هر که بر او وارد مى‏شد تشک خود را زیرش مى‏گسترانید و اگر شخص وارد مى‏خواست قبول نکند اصرار مى‏کرد تا بپذیرد. (۵۱)

۲۳- و در کافى به اسناد خود از عجلان نقل کرده که گفت: من در حضور حضرت صادق(ع) بودم که سائلى به در خانه‏اش آمد، آن حضرت برخاست و از ظرفى که در آن خرما بود هر دو دست خود را پر کرده و به فقیر داد، چیزى نگذشت سائل دیگرى آمد، و آن جناب برخاست و مشتى خرما به او داد، سپس سائل سومى آمد حضرت برخاست و مشتى خرما نیز به او داد، باز هم چیزى نگذشت سائل چهارمى آمد، این بار حضرت برخاست و به مرد سائل فرمود: خدا ما و شما را روزى دهد؟ آنگاه به من فرمود: رسم رسول خدا(ص) چنین بود که احدى از او از مال دنیا چیزى درخواست نمى‏کرد مگر این که آن حضرت می دادش، تا این که روزى زنى پسرى را که داشت نزد آن حضرت فرستاد و گفت از رسول خدا چیزى بخواه اگر در جوابت فرمود چیزى در دست ما نیست بگو پس پیراهنت را به من ده، امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) پیراهن خود را در آورد و جلوى پسر انداخت ( در نسخه دیگرى دارد پیراهن خود را کند و به او داد) خداى تعالى با آیه:”لا تجعل یدک مغلوله الى عنقک ولا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا ـ دست خود را بسته به گردن خود مکن، و آن را به کلى هم باز مکن تا این چنین ملامت شده و تهى دست شوى”، آن جناب را به میانه روى در انفاق سفارش کرده است. (۵۲)

۲۴- و نیز در آن کتاب به سند خود از جابر از ابى جعفر(ع) روایت کرده که فرمود: رسول خدا(ص) هدیه را قبول مى‏کرد و لیکن صدقه نمى‏خورد. (۵۳)

۲۵ـ و نیز در آن کتاب از موسى بن عمران بن بزیع نقل کرده که گفت: به حضرت رضا(ع) عرض کردم فدایت شوم مردم چنین روایت مى‏کنند که رسول خدا (ص) وقتى به دنبال کارى مى‏رفت از راهى که رفته بود برنمى‏گشت، بلکه از راه دیگرى مراجعت مى‏فرمود، آیا این روایت صحیح است و رسول خدا(ص) چنین می کرد؟ آن حضرت در جواب فرمود: آرى من هم خیلى از اوقات چنین مى‏کنم تو نیز چنین کن، آنگاه به من فرمود: بدان که این عمل براى رسیدن به رزق نزدیک ‏تر است. (۵۴)

۲۶- و در کتاب اقبال به سند خود از ابى عبدالله (ع) نقل کرده که فرمود: رسول خدا(ص) همیشه بعد از طلوع آفتاب از خانه بیرون مى‏آمد. (۵۵)

۲۷- و در کافى به سند خود از عبدالله بن مغیره از کسى که براى او نقل نموده روایت کرده که گفت:رسول خدا (ص) وقتى وارد منزلى می شد در نزدیکترین جا، نسبت به محل ورود مى‏نشست. (۵۶)

این روایت را سبط طبرسى هم در کتاب المشکوه خود از کتاب محاسن و کتبى دیگر نقل کرده است. (۵۷)

پی نوشت ها:

۲۹- ارشاد دیلمى، ط بیروت، ج ۱، ص ۱۱۵٫

۳۰- مکارم الاخلاق، ص ۳۴٫

۳۱- علل الشرایع، ص ۱۳۰٫

۳۲- من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۱۱، ح ۳۲٫

۳۳- کافى، ج ۲، ص ۱۴۸، ح ۱٫

۳۴- کافى، ج ۲، ص ۶۶۱، ح ۱٫

۳۵- افلج کسى است که میان دندانهاى بالاى او فاصله زیاد باشد.

۳۶- مکارم الاخلاق، ص ۲۳٫

۳۷- کافى، ج ۲، ص ۶۷۱، ح ۱٫

۳۸- مکارم الاخلاق، ص ۲۱٫

۳۹- مکارم الاخلاق، ص ۲۱٫

۴۰- مکارم الاخلاق، ص ۲۱/ مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۷۶، ح ۳٫

۴۱- کافى، ج ۲، ص ۶۶۳، ح ۱٫

۴۲- کافى، ج ۲، ص ۶۶۱، ح ۴٫

۴۳- مکارم الاخلاق، ص ۲۵٫

۴۴- مکارم الاخلاق، ص ۲۲٫

۴۵- مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۸۷، ح ۱۱٫

۴۶- مکارم الاخلاق، ص ۱۹٫

۴۷- مکارم الاخلاق، ص ۱۶٫

۴۸- احیاء العلوم، ج ۷، ص ۱۱۲٫

۴۹- احیاء العلوم، ج ۷، ص ۱۴۵، ولى در اینجا(از انس) نیست.

۵۰- احیاء العلوم، ج ۷، ص ۱۱۵٫

۵۱- احیاء العلوم، ج ۷، ص ۱۱۴٫

۵۲- کافى، ج ۴، ص ۵۵، ح ۷٫

۵۳- کافى، ج ۵، ص ۱۴۳، ح ۷٫

۵۴- کافى، ج ۵، ص ۳۱۴، ح ۴۱٫

۵۵- کتاب اقبال، ص ۲۸۱، سطر ۱۰٫

۵۶- کافى، ج ۲، ص ۶۶۲، ح ۶٫

۵۷- مشکوه الانوار، ص ۲۰۴، فصل ۶، ب ۴، ط دار الکتب الاسلامیه / بحارالانوار، ج ۱۶، ط جدید، ص ۲۴۰٫

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا
web stats tracker
تمامی حقوق این سایت متعلق به دانلود های می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.
CopyRight © 2013-2016 DownloadHi.ir این سایت هیچگونه مسئولیتی در مورد محتوای مطالب منتشر شده اش ندارد و در مورد انتشار برنامه ها،
کلیه مطالب و برنامه های موجود در این سایت از سایتهای معتبر تهیه شده اند و در رابطه با برنامه های ایرانی ثبت شده، در صورتی که
صاحب اثر رضایت نداشته باشد می تواند در قسمت نظرات پیام بگذارد تا ضمن هماهنگی برای ارسال اسناد و مدارک
مربوطه در مورد ثبت برنامه مورد نظر، نسبت به حذف آن اثر طی 72 ساعت اقدامات لازم انجام گیرد.