روز دانشجو و جنبش دانشجویی

دانشجو

دانشجو

فرا رسیدن ۱۶ آذر و روز دانشجو فرصتی دوباره برای بررسی هویت تاریخی و رسالت ملی و دینی دانشجو، فرا روی ما قرار می گیرد . ضمن بزرگداشت یاد و خاطره شهیدان دانشجو و تبریک این روز به همه دانشجویان همیشه سربلند کشورمان ، نوشتار حاضر ابتدا به بررسی تاریخی ۱۶ آذر ، علل ، اهداف و نقش آن در شکل گیری جنبش دانشجویی پرداخته و رسالت این جنبش را در شرایط کنونی مورد تحلیل قرار می دهد .

شکل گیری روز دانشجو
بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، شاه که در پی شکست کودتای اول مورخ ۲۵ مرداد ۳۲ از طریق بغداد به رم گریخته بود، در ۳۱ مرداد به تهران بازگشت و در صدد برآمد تا با کمک اربابان انگیسی و آمریکایی خود قدرت را بیش از پیش قبضه کند. از این رو نخست وزیر دولت کودتا سپهبد زاهدی در نامه‏ای به آیزنهاور رییس جمهور وقت آمریکا ضمن اعلام تلاش برای بهبود وضع بین المللی ایران وتجدید مناسبات سیاسی ایران و انگلیس ، از آمریکا برای آن چه که «نجات ایران از هرج و مرج اقتصادی و مالی» می‏نامید تقاضای کمک فوری کرد. در شهریور همان سال دولت امریکا موافقت خود را با پرداخت مبلغ ۲۳/۴ میلیون دلار بابت کمک‏های فنی سالانه اعلام و همچنین مبلغ ۴۵ میلیون دلار کمک بلاعوض به ایران اعطا کرد.- بعدها معلوم شد که آمریکائیها ۵ میلیون دلار از این مبلغ را بابت دستمزد زاهدی و اطرافیانش در قبال کودتا پرداخته بودند – اگرچه امریکایی‏ها هدف خود را کمک به دولت جدید ایران برای «اعاده ثبات در کشور» و « پیشرفت اقتصادی» عنوان می کردند اما واقعیت این بود که آنها ارسال کمک‏های مالی به دولت کودتا را به منظور سازماندهی دوباره ارتش و دستگاه اداری در جهت مقابله با فشار شوروی در مرزهای شمالی و مبارزه با قدرت حزب توده در داخل را ضروری می دانستند. و از سوی دیگر تسلط همه جانبه بر ایران و منابع نفتی آن را تعقیب می نمودند ؛ از این رو امریکا تنها پس از امضای قرارداد کنسرسیوم در ۲۸ شهریور ۱۳۳۲ با پرداخت ۳/۱۲۷ میلیون دلار به عنوان وام به ایران موافقت کرد. در این راستا رژیم شاه نیز تلاش می کرد با کمک های مالی و اطلاعاتی آمریکا (سیا) ، مخالفان را سرکوب و عمر حکومت نامشروع خود را که مورد نفرت عمومی بود ، تداوم بخشد .
درک کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد برای مردم آزاده و مسلمان ایران سنگین بود. ایام عزاداری ماه محرم آن سال (شهریورماه ۱۳۳۲) ، تهران شاهد برپایی تظاهرات گسترده ای است و تظاهرکنندگان علی رغم دخالت مأموران شهربانی و واحدهای لشکر نظامی ضد شورش پایتخت همچنان به اعتراضات خویش ادامه می دادند . صبح روز عاشورا نیز پلاکاردهایی متضمن شعارهایی دراعتراض به حاکمیت پهلوی دوم، همچنین شعارنویسی بر در و دیوار شهر بر ضد رژیم مستبد و خودکامه انجام می گیرد.
با آغاز سال تحصیلی و بازگشایی دانشگاه ها در مهرماه، بر اثر خیزش های مردمی و تحرکات دانشجویی، اوضاع سیاسی رو به وخامت بیشتر نهاد. دانشجویان با راه اندازی تظاهرات، پخش اعلامیه و تعطیل کلاس های درس، آشکارا خشم و نفرت خود را نسبت به دیکتاتوری حاکم ابراز داشتند. اولین تظاهرات یک پارچه مردم علیه رژیم کودتا در روز تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۳۲ اتفاق افتاد؛ دانشگاه و بازار به طرفداری از تظاهرکنندگان اعتصاب کردند. تظاهرات به قدری سنگین بود که کودتاچیان وارد معرکه شدند و طاق بازار را بر سر بازاریان خراب کردند و دکان‏های آنان را به وسیله مزدوران خود غارت کردند. همان روز دانشجویان به برپایی تظاهرات آرام در محیط دانشگاه مبادرت کردند. متعاقب آن، فرمانداری نظامی سراسیمه و وحشت زده چند افسر را به همراه چند دستگاه کامیون پر از سربازان تفنگدار به سوی دانشگاه گسیل داشت. سربازان مسلح در جای جای دانشگاه تهران موضع گرفتند و همه جا را زیر نظر قرار دادند. دراین روز نیروهای نظامی دست به اقدام کم سابقه ای زده و در داخل محیط دانشگاه مبادرت به دستگیری شماری از دانشجویان به اتهام اخلال در امنیت عمومی و برهم زدن نظم، نمودند.آنچه روز شانزدهم مهرماه روی داد، نخستین واکنش همه جانبه دانشگاه و دانشگاهیان (استاد و دانشجو) در برابر دولت کودتا بود.
در ۱۶ آبان سال ۳۲ دولت کودتا به رغم آگاهی از حاکم‌بودن احساسات ضد انگلیسی بر افکار عمومی، برای تجدید روابط ایران و انگلستان که در جریان ملی سازی نفت قطع شده بود، مخفیانه شروع به مذاکرات کرد. و در ۱۴ آذر ۳۲ تصمیم دو دولت را مبنی بر «مبادله بدون تأخیر سفیر» اعلام داشت . از همان روز اعلام رسمی تجدید روابط ایران و انگلیس که با وعده ورود قریب الوقوع «دنیس رایت» به عنوان کاردار سفارت انگلیس در تهران همراه بود ناآرامی‏ها و تظاهرات پراکنده‏ای در چند نقطه پایتخت از جمله بازار تهران و دانشگاه تهران به وقوع پیوست و در پس آن عده‏ای از معترضین در دانشگاه و بازار دستیگر شدند. همزمان با بروز این ناآرامی‏ها، روز ۱۷ آذر برای ورود نیکسون معاون رییس جمهور امریکا به تهران تعیین و اعلام شد.
نیکسون در واقع به ایران می‏آمد تا تا نتیجه سرمایه گذاری بیست و یک میلیون دلاری را که سازمان جاسوسی آمریکا، سیا، در راه کودتا و سرنگونی دولت مردمی مصدق هزینه کرده بود، از نزدیک مشاهده کرده و نتایج تحولات اخیر را که به تعبیر آیزنهاور «پیروزی سیاسی امیدبخشی را در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی نموده است» ببیند. دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند که هنگام ورود نیکسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا و استکبار جهانی نشان دهند.
رژیم شاه برای مسلط شدن بر اوضاع و حفظ سلامت سفر نیکسون نیروهای نظامی خود را در دانشگاه مستقر کرد؛ روز ۱۵ آذر یکی از دربانان دانشگاه شنیده بود که تلفنی به یکی از افسران گارد دانشگاه دستور می‏رسد که « باید دانشجویی را شقه کرد و جلوی در بزرگ دانشگاه آویخت که عبرت همه شود و هنگام ورود نیسکون صداها خفه گردد و جنبنده‏ای نجنبد. » رژیم دراقدامی کم سابقه، نیروهای لشکر دو زرهی را به دانشگاه اعزام کرد .صبح شانزده آذر، دانشجویان هنگام ورود به دانشگاه با درک و شم سیاسی خود هوشیارانه سعی داشتند کمترین بهانه ای به دست بهانه جویان ندهند اما جو کاملاً ملتهب بود. ساعت اول بدون حادثه مهمی گذشت و چون بهانه‏ای به دست جلادان نیامد به داخل دانشکده‏ها هجوم می‏آورند؛ از پزشکی، داروسازی، حقوق و علوم سیاسی عده زیادی و حتی استادان را دستگیر کردند و مورد ضرب و شتم و فحش و ناسزا قرار دادند.
رئیس وقت دانشگاه تهران برای اینکه جلوی ناآرامی‏ها را بگیرد، کل دانشگاه تهران را تعطیل کرد. حضور نظامیان در صحن دانشکده فنی باعث شد که بین نظامیان و دانشجویان، زد و خورد شود. عده‏ای از سربازان، دانشکده فنی را به صورت کامل محاصره کرده بودند تا کسی از میدان نگریزد. هنگامی که دانشجویان در حال خروج از دانشکده بودند به یکباره با یورش سربازان مسلح و حمله آنان با سرنیزه مواجه شدند که بر اثر آن عده ای از دانشجویان مجروح گردیدند. برخی دانشجویان در واکنش به این اقدام سبعانه نیروی نظامی، به شعار دادن روی آوردند . رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند به کلی غافل گیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادی هدف گلوله قرار گرفتند. مصطفی بزرگ نیا به ضرب سه گلوله از پا درآمد. مهندس مهدی شریعت رضوی که ابتدا هدف قرار گرفته به سختی مجروح شده بود بر زمین می‏خزید و ناله می‏کرد، و دوباره هدف گلوله قرار گرفت. احمد قندچی حتی یک قدم هم به عقب برنداشته و در جای اولیه خود ایستاده بود و از گلوله باران اول مصون مانده یکی از جانیان گارد شاهنشاهی با رگبار مسلسل سینه او را شکافت.
بدین گونه سه آذرخش شهید به نام‏های شریعت رضوی، قندچی و بزرگ‏نیا سینه شب را می‏شکافند و جاودانه تاریخ ایران زمین می‏شوند. شهید چمران که خود شاهد این واقعه بوده در ر ابطه با حادثه ۱۶ آذر می گوید: « وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است که گویی همه را به چشم می بینم، صدای رگبار مسلسل در گوشم طنین می اندازد، سکوت موحش بعد از رگبار، بدنم را می لرزاند، آه بلند و ناله جانگداز مجروحین را در میان این سکوت دردناک می شنوم. دانشکده فنی خون آلود را در آن روز و روزهای بعد به رای العین می بینم.» درست روز بعد از واقعه ۱۶ آذر و در جو خفقان و وحشت، نیکسون معاون رییس جمهور امریکا به ایران آمد و در همان دانشگاهی که هنوز به خون دانشجویان بی گناه رنگین بود دکترای افتخاری حقوق دریافت کرد.
بدین گونه حادثه ۱۶ آذر ۱۳۳۲، بعنوان نماد استکبار ستیزی ، مبارزه با استبداد و عدالت خواهی دانشجویان در تاریخ ایران ثبت شد. از آن پس، همه ساله به رغم کوشش رژیم و ساواک، در دانشگاه تهران و دیگر دانشگاههای سراسر کشور مراسم و تظاهراتی به یاد شهیدان آن روز برپا می گردید.

۱۶ آذر و جنبش دانشجویی
روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ به عنوان مبدأ جنبش دانشجویی ایران ثبت گردید ؛ زیرا قبل از این تاریخ علی رغم گذشت ۱۹ سال از تاسیس دانشگاه شاهد جریانی مستقل ، مردمی ، خود جوش و فراگیر توسط دانشجویان نمی باشیم . در سالهای اولیه تأسیس دانشگاه تهران (۱۳۱۳ش) در زمان رژیم دست‌نشانده رضاشاه ، دانشگاه هنوز چهره ای مردمی نداشت ، و بیشتر در اختیار طبقات متوسط به بالای جامعه بود و عده ای از این افراد نیز برای تحصیل به خارج اعزام می شدند . از سال ۱۳۲۰ به بعد ، مصادف با اشغال ایران توسط قوای بیگانه (شهریور ۱۳۲۰) و عزل رضا شاه و روی کار آوردن محمدرضا توسط اشغالگران ، شاهد بازگشت این فارغ التحصیلان هستیم که مصادر را اشغال می کنند . اما این ها ایدئولوژی خاصی دارند ، اول اینکه پایگاه اقتصادی ، اجتماعی آنها پایگاه متوسط به بالای جامعه است . دوم بورسیه نظام هستند ، سوم اینکه تحت تاثیر شرایط تاریخی و فکری عصر خویشند . در این مقطع فضای عمومی دانشگاه تحت سیطره سکولاریسم، آشکارا دین‌ستیز و بیگانه از فرهنگ مذهبی و مردمی است و لذا شاهد یک حرکت خود جوش دانشجویی نمی باشیم . اگر هم جنب و جوشی به چشم می خورد ، بیشتر تحت تاثیر جریانات بیرونی است ؛ از یک سو تحت سیطره گرایش مارکسیستی- استالینیستی تابع دولت شوروی قرار داشت و از طرف دیگر گرایش‌های ناسیونالیستی – لیبرالیستی متأثر از جبهه ملی بود. البته جریانات مذهبی هم بودند ، اما مذهب هنوز به یک ایدئولوژی غالب تبدیل نشده بود ؛ فضای حاکم بر نیروهای دارای تمایلات مذهبی بیشتر تحت تأثیر گرایش‌های روشنفکری تجددزده و التقاطی قرار داشت و از حضور تفکر اسلام فقاهتی و تأثیرپذیری از بینش اصیل مبارزه گرای شیعی خبر چندانی نبود. گرایش ضعیف و در حال شکل‌گیری متمایل به اندیشه‌های مذهبی در میان دانشجویان این دوره فاقد انسجام و بینش تئوریک اصیل بود و عمدتاً حول مبارزه با تبلیغات آشکار الحادی مارکسیست‌ها و بهائی‌ها شکل گرفته بود .
در چنین فضایی عوامل مختلفی جریان دانشجویی را تا حدودی دچار رکود و سکون ساخته بود از قبیل ؛ ۱٫ وقوع کودتای ۲۸ مرداد ۲ . شکست نهضت ملی کردن نفت ۳ . آشکار شدن وادادگی ، سازش کاری و در موارد بسیاری خیانت‌پیشگی رهبران ناسیونال- لیبرالیست جبهه ملی و مارکسیست‌های دست‌نشانده حزب توده ۴ . در پیش‌گرفتن رویکرد خشن سرکوب‌گرانه و خونین رژیم پهلوی دوم علیه مردم. از این رو خیلی ها دیگر احساس یأس می کردند و به تدریج زمینه برای یک سلطه تمام عیار و فراگیر استکبار جهانی فراهم می گردید؛ اما به ناگاه تظاهرات خونین ضدآمریکایی در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ چون جرقه‌هایی درخشان ، در آسمان حیات جنبش دانشجویی خودنمایی کرده و به عنوان نقطه عطف و نماد هویت جنبش دانشجویی مبدل می گردد. هرچند ۱۶ آذر مصداق بارز یک جنبش اجتماعی نبود ، اما علاوه بر ویژگی بارز استبداد ستیزی و مقابله با استکبار جهانی ، خصلت هایی از یک جنبش اجتماعی داشت ؛ اول اینکه در عرصه غیر رسمی و مردمی بود ، دوم اینکه در قالب گفتمان غالب مبارزه نمی کرد.
بعد از این دوران جنبش نوپای دانشجویی تا سال ۱۳۴۱ به دو دلیل با رکود نسبی مواجه گردید؛ از یکسو حکومت پهلوی متعاقب جنایت ۱۶ آذر ، ساواک را تاسیس کرد و با شدت بخشیدن به اقدامات اطلاعاتی و پلیسی تمام اقدامات دانشگاه را تحت کنترل درآورد. به گونه ای که تا سال ۱۳۳۹ جنبش دانشجویی عملاً به محاق سکوت کشانده شد و فعالیت های آن از صدور اعلامیه و اطلاعیه فراتر نرفت . و مهمتر آنکه به خاطر برخی تجربیات پدیدآمده از حرکت‌های جبهه ملی دوم که موجب قطع امید اغلب دانشجویان از وعده‌ها و شعارهای ملی‌گرایانه و لیبرالی جبهه ملی و مجموعه ناسیونال – لیبرالیسمها شد ، با رکود نسبی مواجه می گردد. به خصوص که تدریجاً ماهیت وابسته برخی چهره‌های مهم این جریان و ارتباط دست‌نشاندگی آنها با امپریالیسم آمریکا و سازشکاری با رژیم مستبد پهلوی آشکار می‌گردد. در سال ۱۳۳۹ با قدرت‏گرفتن کندی در آمریکا و فشار وی بر شاه جهت اجرای برنامه‏های آمریکا در ایران – به منظور جلوگیری از گسترش امواج انقلابی در کشورهای وابسته- فضای نسبتا آزادی در کشور ایجاد شد. با این وجود، ضعفهای گسترده ساختاری، اتخاذ تاکتیک های نامناسب و عدم استقلال دانشگاه از جریانات بیرونی ازجمله دلایلی بود که جنبش دانشجویی نتوانست بر صحنه معادلات سیاسی این دوره تاثیر چندانی داشته باشد.
در سال ۱۳۴۱ به دنبال مخالفت شدید حضرت امام (ره) با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی رژیم شاه و درخواست ایشان از علما و مردم مسلمان ایران برای ادامه مبارزه ، در دانشگاه تهران و تبریز تظاهرات وسیعی به حمایت از علمای قم و اعتراض به مصوبه دولت انجام می شود. با دستگیری حضرت امام (ره) در ۱۵بامداد خرداد ۱۳۴۲ توسط رژیم و انتقال ایشان از قم به تهران ، شورش عظیمی در تهران و قم برخاست، به گونه ای که پلیس مجبور شد دانشگاه تهران را تعطیل کند. از این روز که آغاز حرکت روحانیت مبارز شیعه به رهبری امام خمینی (ره) و با همراهی توده‌های مردم و وقوع سرکوب خونین ۱۵ خرداد ۱۳۴۲بود ، جنبش دانشجویی ایران میل بیشتری به سمت مبارزه رادیکال و صریح ضدسلطنتی و ضدآمریکایی پیدا کرد. سخنرانی های حماسی و تاریخی امام (ره) به تدریج فضا را از فضای روشنفکری نسل اول می گیرد . مبارزات استکبار ستیزانه و ضد استبدادی دانشجویان با مبارزات دینی و مذهبی مردم پیوند می خورد . و با ناکامی ایدئولوژی های چپ و راست در به حرکت درآوردن سایر اقشار جامعه ،ایدئولوژی دینی به عنوان راهکار مناسب مبارزه در میان جوامع جوان و دانشگاهی مطرح و مورد توجه قرار می گیرد.
در ۱۳ آبان ۱۳۴۳، رژیم پهلوی حضرت امام (ره) را به خاطر مخالفت با تصویب لایحه کاپیتولاسیون ، دستگیر و به ترکیه تبعید کرد و واکنش‌های مردمی را سرکوب و عده زیادی را به شهادت رساند. این حوادث تغییرات مهمی را در نگرش و رفتار جنبش دانشجویی برجای می گذارد و از سال ۱۳۴۴ به بعد در جهت مقابله با خشونت های رژیم ، جوّ سیاسی دانشگاه‌ها رادیکالیزه می شود و گروههایی برای مبارزه چریکی به وجود می آید به گونه‌ای که در مقطع زمانی ۱۳۴۳ تا اواسط دهه ۱۳۵۰، جنبش دانشجویی اصلی‌ترین پایگاه جذب نیرو و سربازگیری برای جنبش اعتراضات مسلحانه مارکسیستی و مذهبی‌‌های دارای انحرافات التقاطی گردید. هرچند به علت خفقان شدید تا سال ۱۳۴۷ و ۱۳۴۸ ، فعالیت‌ها و تشکل‌های سیاسی علنی در محیط دانشگاه‌ها وجود نداشت و تحرک سیاسی قابل توجهی در سطح دانشگاه‌ها دیده نمی شود. و دانشجویان مذهبی عمدتاً در هیئت‌ها و انجمن‌های دینی، که مسائل قرآنی، اخلاقی و دینی در آن‌ها مطرح بود، با یکدیگر ارتباط داشتند.
در چنین فضایی شاهد یک جریان مذهبی هستیم که در آن متفکران دینی نظیر مرحوم جلال آل احمد ، دکتر شریعتی و مطهری ، شهید مفتح، شهید بهشتی ، مقام معظم رهبری و… دیدگاههای خود را مطرح می کنند و به تدریج صبغه جریانات دانشجویی کشور بیشتر مذهبی می شود . با گسترش اندیشه‌های اسلامی در قالب و بیانی نو و سرشار از پیام‌های مبارزه‌جویانه ، جبهه ملی ، ناسیونالیسم و باستان‌گراییِ رژیم پهلوی به حاشیه رانده شدند و از نفوذ حزب توده به شدت کاسته شد. از این مقطع به بعد هرچه به انقلاب اسلامی نزدیک تر می شویم گفتمان غالب جنبش دانشجویی صبغه مذهبی و مردمی بیشتری به خود می گیرد و دانشگاه از نقشی تعیین کننده تر در مبارزه با استبداد و استکبار برخوردار می گردد تا اینکه در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ برای اولین بار در تاریخ معاصر ایران،اعتراضات خروشان عدالت‌طلبانه دانشجویی به دریای پرعظمت مبارزات انقلابی مردمی گره می خورد و تحت رهبری حضرت امام (ره) به پیروزی می رسد و با به ثمر نشاندن خون دانشجویان شهید و هزاران مسلمان آزادی خواه ،سرفصل تازه‌ای را در حیات جنبش دانشجویی ایران می گشاید.

جنبش دانشجویی و جمهوری اسلامی
جنبش اصیل دانشجویی پس از فروریختن نظام دیکتاتوری پهلوی و برقراری نظام مقدس جمهوری اسلامی، به تعقیب آرمانهای بلند خویش در مبارزه با استکبار و عدالت طلبی پرداخت و در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ کانون فتنه استکبار را نشانه می رود و با تسخیر لانه جاسوسی و پایین آوردن پرچم امریکا، شمارش معکوس مرگ یک ابرقدرت را در سطح جهان فریاد می کند . در شرایط پیش آمده پس از انقلاب ، پاسداری از نظام نوپای اسلامی ، تلاش برای آبادانی و پیشرفت بخش های مختلف کشور و مقابله با توطئه های گوناگون استکبار جهانی و ایادی داخلی آن ، از افتخارات ارزشمند جنبش دانشجویی محسوب می گردد ؛ آن روز « مهمترین‌ آرمان‌ دانشجویی‌ حفظ‌ سرزمین‌ بود. بهترین‌ دانشجویان‌ ما در هویزه‌ زیر تانک‌ها له‌ شدند. بسیاری دانشجویان به‌ دورترین نقاط کشور برای‌ سازندگی‌ و رفع‌ محرومیت‌ رفتند و فدا شدند؟ در کردستان‌ چقدر جوان‌های‌ ما آب‌ کشیدند، راه‌ کشیدند، محرومیت‌زدایی‌ کردند و در راه‌ بسط‌ عدالت‌ تلاش‌ کردند و بعد هم‌ شهید شدند؟ »
در حقیقت جنبش دانشجویی که تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل اینکه بیشترین‌ عمر خود را صرف‌ « تقابل » و مبارزه با نظام‌ سیاسی‌ و ایجاد انقلاب‌ نموده بود ، بعد از پیروزی انقلاب خود را برخوردار از نظامی اسلامی ، مستقل ، مردمی ، عدالتخواه و استکبار ستیز و خادم مردم می بیند ؛ از این رو با تغییر شرایط وارد عرصه‌ « تعامل» با نظام و مشارکت‌ سیاسی‌ می شود . هرچند متاسفانه‌ برخی جریانات وابسته یا گروههایی که تامین منافع خود را با استقلال کشور و جنبش دانشجویی و تحقق عدالت در تضاد می بیینند ؛ با ایجاد فضایی مسموم تلاش می کنند تا جنبش دانشجویی را به تقابل با نظام اسلامی بکشانند ، به تعبیر دکتر احمدی نژاد ؛ « سعی‌ می‌کنند این‌ ویژگی‌ را به‌ محیط‌ دانشگاه‌ تحمیل‌ کنند که‌ ما به‌ گروهی‌ می گوییم‌ جنبش‌ دانشجویی‌ که‌ ضدنظام‌ است. این‌ تعریف‌ غلط‌ است. کی‌ چنین‌ چیزی‌ را گفته؟ و کی‌ گفته‌ حالا چون‌ نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ تثبیت‌ شده‌ دیگر دانشجو هیچ‌ نقش‌ پیشتازی‌ ندارد. من‌ عرض‌ کردم‌ عدالت‌ خواهی‌ و استکبار ستیزی. امروز باید توجه‌ داشته‌ باشیم‌ که‌ اصلاً‌ حفظ‌ استقلال‌ و دست‌ یابی‌ به‌ استقلال‌ نهایی‌ و حقیقی‌ جز با محو نظام‌ سلطه‌ امکان‌پذیر نیست. چون‌ نظام‌ سلطه‌ ماهیتش‌ به‌ گونه‌ای‌ است‌ که‌ هیچ‌ نوع‌ استقلالی‌ را نمی پذیرد. هیچ‌ نوع‌ نظام‌ مردمی‌ حقیقی‌ را نمی‌ پذیرد… خوب‌ ما اگر آزادی‌ حقیقی‌ می‌ خواهیم، آزادی‌ حقیقی‌ در یک‌ مبارزه‌ مستمر است. اگر مردم‌ سالاری‌ می‌ خواهیم‌ لازمه‌اش‌ عدالت‌طلبی‌ است. عدالت‌ اگر نباشد اصلاً‌ مردم‌ سالاری‌ حرف‌ مفت‌ است. ازبین‌ خواهد رفت. امروز در کجای‌ دنیا مردم‌سالاری‌ داریم؟ شبکه‌های‌ رسانه‌ای‌ متکی‌ به‌ باندها و احزاب‌ قدرت‌ و ثروت، همه‌ حکومت‌ها را در دنیا تخته‌ کرده‌اند. یک‌ نظام‌ مردمی‌ حقیقی‌ هست، خودشان‌ هم‌ اقرار می‌کنند. این‌ را حتی‌ دوست‌ و دشمن‌ ولو با کینه‌ و با بغض‌ می‌گویند؛ بالاخره‌ این‌ نظام‌ پایگاه‌هایش‌ مردمی‌ است. امروز مهمترین‌ رسالت‌ جنبش‌ دانشجویی‌ عدالت‌خواهی‌ است… و اتفاقاً‌ در اینجا زمینه‌ برای‌ پیشتازی، نوآفرینی‌ و ابتکار بسیار زیاد است. و غیر از دانشجو هم‌ نمی‌تواند. همان‌ طور که‌ دیدیم‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌ به‌ اعتقاد من‌ قوی‌ترین‌ و عمیق‌ترین‌ خطابشان‌ را خطاب‌ به‌ حرکت‌ و جنبش‌ دانشجویی‌ ابراز فرمودند با محوریت‌ عدالت‌ خواهی.»
جنبش دانشجویی ایران بر خلاف سایر جنبش های دانشجویی سه آرمان مهم دارد ؛ استقلال طلبی ، استکبار ستیزی و عدالت خواهی و تحقق این آرمانهای مقدس جز با « آگاهی از راه و آگاهی از دشمن » امکان پذیر نیست . در غیر این صورت همانگونه که تجربه های مکرر تاریخی نشان داده ، جنش از اهداف و آرمانهای خویش منحرف و ابزاری برای استکبار جهانی و جریانات سیاسی قدرت طلب مبدل می گردد . هرگاه جنبش دانشجویی به جناح‌های سیاسی بپیوندد، از هویت واقعی و تاریخی خود، که حمایت از مردم بوده است، فاصله می گیرد. از این رو دانشجو لازم است «سیاسی‏» بوده و از بینش و تحلیل سیاسی قوی و مشارکت سیاسی سازنده برخوردار باشد ؛ ولی از «سیاست‏بازی‏» و افتادن در دام جنجال های سیاسی و جناحی بپرهیزد . چنانکه یکی از شاخصه‌های بارز ۱۶ آذر۱۳۳۲، تشخیص و تحلیل درست و ایفای نقش صحیح جریان دانشجویی در راستای مصالح ملی در آن برهه از زمان بود. در شرایط کنونی نیز دانشجو با سرلوحه قرار دادن آرمانهای اسلامی و ملی خویش، وظیفه دانش پژوهی، تعمق، نو آوری علمی و تلاش در جهت اعتلای اقتصادی و فرهنگی کشور را هرگز از منظر خویش دور نخواهد ساخت . مقام معظم رهیری در دیدار دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد می فرماید : « در پایان فقط چند توصیه به دانشجویان عزیز بکنم: در محیط دانشگاه، محیط دانشجوئی، نقد منصفانه و متقابلاً نقدپذیری‏متواضعانه هر دو لازم است. جوان، آن هم دانشجو، در محیط علمی باید ذهنش و زبانش باز باشد؛ نقد کند؛ البته منصفانه باشد. نقد را با عیبجوئی و با عصبانیت و با بهانه‏گیری نباید اشتباه کرد؛ اما نقادی باید کرد. در عین حال نقدپذیر هم باید بود. دیگران هم اگر از ما به عنوان دانشجو، به عنوان تشکل دانشجوئی نقد کردند، بپذیریم؛ یعنی تحمل کنیم؛ بپذیریم به معنای تحمل کردن است. یک توصیه‏ی دیگر: در محیط دانشگاه، تحمل و مدارای سیاسی لازم است. تشکلهای دانشجوئی نسبت به هم مدارای سیاسی داشته باشند؛ تحمل سیاسی داشته باشند. درگیر کردن مجموعه‏های دانشجوئی با هم، نقشه‏ی خطرناکی است که کشیده شده است؛ این نقشه را کشیده‏اند. باید مراقب باشید. می خواهند تشکلهای دانشجوئی را به جان هم بیندازند. ما همین اواخر شاهد بودیم که در چندتا دانشگاه داشتند این کار را میکردند. البته دانشجویان عاقل و با شعور و بلوغِ سیاسی نگذاشتند این اتفاق بیفتد. اما نقشه این است. راه مواجهه‏اش هم همین است که مجموعه‏های دانشجوئی، افراد دانشجوئی و تشکلهای دانشجوئی، حالت مدارا و تحمل داشته باشند. یک توصیه‏ی دیگر، مسأله‏ی حفظ اصول وروحیه‏ی آرمانگرایی است. شما محافظه‏کار نشوید. ممکن است گذشت سن، بعضی‏ها را محافظه‏کار کند؛ اما موتور حرکت، جوانی است. جوان ما نباید محافظه‏کار شود. جوان باید آرمانگرا باشد. از آرمانها کوتاه نیائید. آرمانها را بخواهید، قله‏ها را بطلبید، تا یقین بکنیم که به نیمه راه لااقل خواهیم رسید. البته اگر قله را بطلبید، بنده یقین میکنم به خود قله هم خواهید رسید. روحیه‏ی آرمانگرایی را که از جمله‏ی مصادیق روحیه‏ی آرمانگرایی، تمسک به اصول و مبانی فکری است، از دست ندهید. توصیه‏ی بعدی، مسأله‏ی خودسازی اعتقادی و علمی؛ و اعتقادی و عملی است، که بعضی از دانشجویان عزیز هم اینجا تذکر دادند. «علیکم انفسکم»؛ آن نگاه اسلام به انسان در خطاب فردی را همیشه در نظر داشته باشید. خودتان را حفظ کنید؛ «علیکم انفسکم». جاده‏ای که انسان را به خدا و نورانیت میرساند، جاده‏ی ترک محرمات و بجا آوردن واجبات است. واجبات را اهمیت بدهید، گناهان را پرهیز کنید؛ تهذیب یعنی این. چون دلهای شما جوان است، نورانی است، آلودگی بحمداللَّه در دلها و روحهای شما نیست، خدای متعال کمک خواهد کرد؛ تفضل خواهد کرد. توصیه‏ی بعدی، مسأله‏ درس خواندن و پرداختن علمی است. حقیقتاً درس بخوانید. حقیقتاً باید در محیطهای دانشجوئی، جستجوی دانش باشد. آدم می‏بیند در بعضی از میحطهای دانشجوئی، دانشجو به معنای واقعی دانش، جو نیست؛ یعنی در جست و جوی دانش نیست؛ یک چیز حفظی و سر هم بندی است؛ نگذارید این جوری شود. حقیقتاً جوینده‏ دانش باشید و دانش را فقط خواندنِ متن و فراگرفتن متون ندانید. الان در جمع اساتید، قبل از اینجا، مطرح می‏کردم؛ دانشجو بایستی پرسشگر، متعمق، اِشکال کننده‏ به استاد، جستجوکننده‏ از زوایا و گوشه کنارهای بحث علمی بار بیاید.»

————————————————————————–

– باری روبین ، جنگ قدرت ها در ایران ، ترجمه محمود مشرقی ، تهران: آشتیانی ، ۱۳۶۳ ، ص ۸۴ ؛
– عبدالرضا هوشنگ مهدوی ، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی ، تهران: البرز ، ۱۳۷۵ ، ص ۲۲۲ .
– بررسی اجمالی جنبش دانشجویی از ۲۸ مرداد تا ۱۶ آذر ۱۳۳۲، فرصت حسینی ، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران .
– سه یار دبستانی- روایتی از وقایع ۱۶ آذر ۱۳۳۲ در دانشگاه تهران ، پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی .
– بررسی اجمالی جنبش دانشجویی از ۲۸ مرداد تا ۱۶ آذر ۱۳۳۲، پیشین .
– سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی ، پیشین .
– ۱۶ آذر تولد مرگ بر آمریکا ، محسن حیدری ، شریف نیوز .

– سه یار دبستانی ، پیشین.
– ر.ک : خاطرات شهید چمران .
– علی ادیب، نقش دانشجو در تحول اجتماعی، تهران: مرکز نشر فرهنگی رجاء، ۱۳۶۳، ص ۲۵٫
– گفتارهای انتقادی ، عماد افروغ ، تهران : سوره مهر ، ۱۳۸۵ ، ص ۳۹۹ .
– ر.ک : جنبش دانشجویی ، شهریار زرشناس ، باشگاه اندیشه ، ۱۳۸۴ .
– گفتارهای انتقادی ، پیشین ، ص ۴۰۰ .
– ریشه های فعالیت های سیاسی دانشجویان، محمّد حریری امیری، تبریز: میهن، ۱۳۵۱، ص ۶۷٫
– جنبش دانشجویی و انقلاب فرهنگی، محمّد عباس زادگان، تهران: تشیع، ۱۳۵۹، ص ۱۰۲٫
– انقلاب اسلامی و جنبش دانشجویی ، مرتضی شیرودی ، مجله معرفت، ش ۹۸، ص ۲۹ – ۳۸ .
– : جنبش دانشجویی ، پیشین .
– برگرفته از : مصاحبه با دکتر احمدی نژاد پیرامون ماهیت و آسیب شناسی جنبش دانشجویی ، مجله زمانه ماهنامه اندیشه و تاریخ سیاسی معاصر ایران، شماره ۳٫۴ .
– ‌جنبش‌ دانشجویی‌ ایران؛ مطالبات‌ و آسیب‌ها ، غلام حسن قیمی ، نشریه زمانه .
– مصاحبه با دکتر احمدی نژاد پیرامون ماهیت و آسیب شناسی جنبش دانشجویی ، پیشین .
– ر.ک : راز ماندگارى جنبش دانشجویى چیست؟ ، حسن ابراهیم زاده ، مجله پرسمان ، پیش شماره ۴ .
– بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در دیدار دانشجویان دانشگاه فردوسى مشهد ، ۲۵/۲/۱۳۸۶ .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا
تمامی حقوق این سایت متعلق به دانلود های می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.
CopyRight © 2013-2017 DownloadHi.ir این سایت هیچگونه مسئولیتی در مورد محتوای مطالب منتشر شده اش ندارد و در مورد انتشار برنامه ها،
کلیه مطالب و برنامه های موجود در این سایت از سایتهای معتبر تهیه شده اند و در رابطه با برنامه های ایرانی ثبت شده، در صورتی که
صاحب اثر رضایت نداشته باشد می تواند در قسمت نظرات پیام بگذارد تا ضمن هماهنگی برای ارسال اسناد و مدارک
مربوطه در مورد ثبت برنامه مورد نظر، نسبت به حذف آن اثر طی 72 ساعت اقدامات لازم انجام گیرد.