قالب وردپرس قالب وردپرس آموزش وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه » ♦ مذهبی » دلنوشته ای بمناسبت اربعین

دلنوشته ای بمناسبت اربعین

دلنوشته
دلنوشته

سلام حسین جان

اربعینت رسید. امروز اربعین توست. چهل روز گذشت… چهل روز از آن حادثه کربلایی گذشت. و من مات و مبهوت همچنان مانده ام. یا حسین یا حسین زیاد میگویم. در باره نهضت عاشورایی تو هم زیاد چیز یادگرفته ام. اصلا کتاب حماسه حسینی را خواندم با همین نیت که شاید که تو را و هدف تو را و راه تو را بفهمم. اما هنوز هم نفهمیده ام. یعنی فکر می کنم که آنچه آموخته ام خارج از حوزه درک فکری ام است. هر چه فکر می کنم اگر بخواهم برای تو فقط اشک بریزم نمی شود. امسال محرم هر بار در مراسم عزاداری تو شرکت می کردم و هر بار می گریستم احساس می کردم اشکم جوابگو نیست. دوست داشتم در همان مراسم جان می دادم. نمی دانی چه احساس شرمی می کردم. تازه فهمیده بودم که عاشورا چه بود و پشت عاشورا پشت عاشورا چه بود. هر چه رفتارها و اعمال خودم را می سنجیدم نمیتوانستم باور کنم که این همه رذل بوده باشم. مگر یکی از اهداف تو امر به معروف نبود مگر تو جانت را ندادی که امربه معروف را احیا کنی؟ آن وقت من چرا نمی توانم به راننده تاکسی که در ماه محرم تو صدای آهنگش تا آخر بلند کرده چیزی بگویم چون از او می ترسم. آن وقت من گاهی نمازم را دیر می خوانم به هزار و یک دلیل بی دلیل. آن وقت من گاهی به مراسم عزای تو نمی آیم چون درس دارم یا مراسم فلان مکان را دوست ندارم! آن وقت، آن وقت و هزار و یک آن وقت دیگر…

حسین جان!

خودت بگو این انتهای قصاوت قلب نیست؟ باور کن باور کن راست می گویم در مراسم های عزاداری خود احساس می کنم باید همراه لعن فرستادن به دشمنانت به خودم هم لعن بفرستم. راست بگویم… من گاهی از انسان بودن خودم شرمم میاید، از شیعه بودنم شرمم می آید و تصور این که در قیامت بخواهم با شما و مادرتان رودررو شوم وحشت دارم. همیشه دوست داشتم آن قدر خوب می بودم که در قیامت وقتی شما را می دیدم با افتخار سرم را بلند می کردم و آن وقت های های در دامان شما اشک می ریختم… اما هر وقت به اعمالم نگاه می کنم… ترجیح می دهم که دیگر فکرش را هم نکنم…

آقای من!

توبه را دوست دارم اما هر بار توبه می کنم دیری نمی پاید که دوباره دوباره و دوباره گناه می کنم. آقای من چه کار کنم؟با نفس سرکشم که عاصی است و من را عاصی کرده چه کنم؟ آقای من فردا اربعین است.

آرزو می کنم لطف شما شامل حالم شود. لطف شما لطف خواهرتان و لطف همه عاشوراییان… ارزو می کنم که لطفتان باعث شود اندکی بیشتر از دنیا دل بکنم. از دنیایی که باعث شده از جایم تکان نخورم. احساس می کنم که به زمین زیر پایم چسبیده ام و یارای تکان خوردن و تحرکم نیست. می دانم که اکنون زمان آغاز تغییر است اکنون که بیش از هر زمان دیگری در امتداد نشانه ها قرار می گیرم

کمکم کنید که تغییر کنم بیش از همیشه و بیش از هر بار دیگر. راست می گویم این بار از هر بار بیشتر تمایل به تغییر دارم. این بار بیشتر از هر بار در آرزو سعود به پله بالاتر هستم. این بار بیشتر از هر بار دیگر احساس شرم می کنم. این بار بیشتر از هر بار دیگر احساس نیاز به کمک شما می کنم.پس خواهش می کنم تقاضا می کنم کمکم کنید…

مطلب پیشنهادی

درد دلهای عاشقانه

ﻫـﺮ ﻧﻔـــﺲ، ﺩﺭﺩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﮑﺸﻢ!! . ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﯾﺎ ﺑــﻮﺩﯼ، ﯾــﺎ ﺍﺻـــﻼ ﻧﺒﻮﺩﯼ! ﺍﯾــﻦ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *