قالب وردپرس قالب وردپرس آموزش وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه » ♦ مذهبی » دلنوشته (امام رضا)

دلنوشته (امام رضا)

دلنوشته
دلنوشته

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام

 ای صفای قلب زارم، هرچه دارم ازتو دارم

تا قیامت ای رضا جان، سر ز خاکت بر ندارم

منم خاک درت ،غلام و نوکرت       

 غیر تو یاری ندارم ، با کسی کاری ندارم

گر توام از در برانی ، من دگر جایی ندارم

نگاهم سوی تو،بهشتم کوی تو

 دلم خورده گره،به تار موی تو

علی موسی الرضا(ع)     

تو گل باغ ولایی ، تو علی موسی الرضایی

من غلام درگه تو ، تو به درد من دوایی

تو خوبی من بدم،به این درآمدم

 به جان فاطمه،مکن مولا ردم علی موسی الرضا(ع)    

 

مطلب پیشنهادی

آموزش دسر لذیذ موز و شکلات و گردو

این دسر نه تنها ظاهر بسیار زیبایی داره بلکه طعم بسیار لذیذی هم داره. بچه …

یک دیدگاه

  1. چقد این اذن دخول با دلم بازی می کند …چقد دلم لک زده برای ایستادن در پشت ورودی های حرم امام رئوف و خواندن اذن دخول …
    دلم لک زده برای رد اشکهای داغی که بی هیچ واسطه ای گونه هایت را نوازش می دهند …
    همین چند روز پیش تولدش را در حرم باصفایش تبریک عرض کردم اما انگار سال هاست به مشهد نرفته م و چشمم به گنبد و ضریح نیفتاده است …
    دلم نوشیدن زمزم از سقاخانه اش را می خواهد …

    دلم ایستادن و زل زدن به پنجره فولاد و زمزمه های پر از راز و نیاز بیماران و آرزومندان و … را می خواهد …
    دلم رقص پرچم سبز روی گنبد طلایی حرمش را می خواهد …دلم نوازش خنکای عطر حرمش را مطالبه می کند وقتی نزدیک ضریح باصفایش می شوی …
    دلم نشستن در ایوان مقصوره صحن گوهرشاد را التماس می کند …
    ایوان طلا … روبروی ضریح … دار الهدایه …دارالحجه… صحن جمهوری …صحن آزادی…ورودی شیخ حرعاملی…
    دلم چه تقاضاها که ندارد …
    باز هم دلتنگ امام رئوفم …کاش تمام روزها و شب هایم در حرم مولای مهربانی ها سپری میشد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *