خانه » ♦ مقالات ، تحقیقات و پروژه رایگان دانشجویی » جلوی چشمان رقیه را گرفتند تا بلکه مصیبت ها را نبیند

جلوی چشمان رقیه را گرفتند تا بلکه مصیبت ها را نبیند

بعد از واقعه ی عاشورا که اسرای کربلا را از کنار قتلگاه عبور دادند چنین روایت شده است:

فرأین جثه بلا رأس فسقطن علیه و یکثرن البکاء و العویل.

ترجمه: بدن بی سر را دیدند همه خود را (از شتران) به زمین انداختند و گریه و شیون را زیاد نمودند.

سکینه ، خون از گلوی پدر می گرفت و موی پریشان خود را رنگین می کرد.حضرت زینب سلام الله علیها اشک می ریخت و در این حال دختر صغیره را در دامن گرفته بود و با آستین پیراهن ، صورت دختر را گرفته بود که مبادا چشم آن معصومه به پیکر به خون آغشته پدر بیفتد.

اما آن دختر از آن عقل و شعوری که داشت می دانست که چه اتفاق ناگواری رخ داده و به چه علتی جلوی دیدگان او را می گیرند لذا فرمود: واگذارید مرا تا بوسه از جمال پدر بردارم…

چشمان رقیه
چشمان رقیه

منبع: ۱٫ ریاض القدس: ج ۲،  ص ۳۲۴٫

مطلب پیشنهادی

متن ادبی « اربعین که می‏آید… »

اربعین که می‏آید، باید از زینب گفت؛ از حاصل زخم‏ها و نمازهای نشسته‏ای که هنوز …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *