قالب وردپرس قالب وردپرس آموزش وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه » ♦ مذهبی » باز این چه شورش…

باز این چه شورش…

اربعین
اربعین

یا حسین(ع)…امسال امانم می دهی؟…آقا…امسال میشود نگاهم کنی…آقا نمی شود…نمی دانم چرا نمی شود…چرا نمی شود یا حسین گفت و با حسین بود…همیشه…حتی بعد از محرم و بعد از صفر…بعد از آن موقع که پرچم سیاه ها جمع میشود…بعد از آن موقع که خبر از نوحه و دسته نیست.

نمی شود…یا نمی توانم…یا شاید نمی خواهم…خودم… نفسم…یا دنیای کاغذی ام…

از آخرین محرمی که حسینی حسینی سینه زدم و عهد بستم و فکر کردم که با حسین خواهم ماند…۲ سال گذشت…امروز از آن عهد ها و اشک ها خبری نیست…امروز همانم که هستم و شاید و خدا نکند…که بدتر از آن…

آقاجان…آن روز در کنار حرم مطهر ثامن الحجج داشتم فکر می کردم که درونم چه شده است…این روزها از همه تان یاری طلبیده ام…و باز هم همانم که بودم و هستم…هر چه فکر کردم به نتیجه نرسیدم…آخر در مخیله ام نمی گنجید که حتی چون منی اگر از چون شمایی یاری بطلبد پاسخی نگیرد…یا آنچه من می خواهم از دلم بر نمی آید، یا …بار گناهم اینقدر سنگین است که هر چه هم یاری ام می کنید تازه به خانه اول بر میگردم…نمی دانم باور کنید آقا نمی دانم چرایش را.

ولی می دانم که قرار نیست پاسخ همه چرا ها را در این دنیا بگیرم…فقط دوباره میگویم…

حسین جان…امسال امانم می دهی؟

السلام علی الحسین

مطلب پیشنهادی

ای آبروی آب!

حسین! ای ساحل نجات، ای سوزنده ترین نام، ای زیباترین جلوه ی خدا، ای مظلوم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *