خانه » ♦ مقالات ، تحقیقات و پروژه رایگان دانشجویی » “افسردگی در جامعه مدرن طبیعی است باید آن را به رسمیت شناخت!”

“افسردگی در جامعه مدرن طبیعی است باید آن را به رسمیت شناخت!”

افسردگی در جامعه مدرن

افسردگی در جامعه مدرن

یک مشاور با تاکید بر اینکه افسردگی یک اختلال است گفت: از طرفی افسردگی دارای نشانه های زیادی است که با این نشانه ها فرد افسرده را به ما نشان می دهد. گاهی اوقات تعریف افسردگی آن قدر وسیع می شود که بخش عظیمی از مردم جامعه را در بر می گیرد از طرفی دیده می شود قشری یا یک گروه سنی زیاد افسردگی را تجربه می کند.
در دنیای مدرن امروز این آمارها وجود دارد، مقداری از این آمارها به این دلیل است که انتظارات از زندگی رشد کرده است. مثلا در نسل قبل قد کوتاه و یا مرگ جوانان این قدر به چشم نمی آمده که الان دیده می شود. این یعنی استاندارد هایی برای کنترل کیفیت زندگی افزایش پیدا کرده و حالا یک سری اسامی اضافه شده است مثلا قدیمی ها می گویند در قدیم این همه سرطان نبود در صورتی که بوده اما اسم بیماری سرطان نبوده و اصلا تشخیص داده نمی شده ولی الان این بیماری به قسمت ها و نام های مختلف تقسیم شده است.
ما پرنده های قفسی هستیم که سقفش باز شده
گاهی اوقات ما در جامعه مدرن از پشرفت خوف می کنیم و فکر می کنیم که در حال بدبخت شدن هستیم در صورتی که استانداردها در کیفیت زندگی تغییرات زیادی کرده یعنی اگر در نسل گذشته پنج فرزند بود و الان دو فرزند است نه اینکه نسل قبلی پنج فرزند را می خواست بلکه در آن شرایط معلوم نبود بچه ها تا چه سنی زنده می ماندند خیلی از بچه ها به دلایل کوچک که در آن زمان کشف نشده بود می مردند. بنابراین تحلیل ها متفاوت است از طرفی وقتی در گذشته برای جامعه ای یک سری مسایل خیلی آرزو بوده و الان محقق شده شکاف آرزویی به وجود می آید. یعنی افراد الان آرزوی جدیدی ندارند که بتوانند به آن وصل شوند. از طرفی ما در گذشته پرنده های قفسی بودیم که این قفس سقفش باز شده به این معنی که وقتی دختری در روستا زندگی می کرد همه مسایل برای آن دختر تعریف شده بود بنابراین افراد نمی توانستند که مثلا آرزو کنند با چه کسی ازدواج کنند و انتخاب همسر جزو موضوعات مطرح در گذشته نبوده چون ازدواج ها درون فامیلی انجام می شده همین الان هم بحث های انتخاب همسر و شرایط انتخاب در روستاها کاربردی ندارد.

نمی دانیم سطح پروازهایمان چقدر است

با برداشته شدن این سقف از قفس ما وارد یک ناکجا آباد می شویم  ما نمی دانیم سطح پروازیمان چقدر است. الان افراد برای زندگی خود تعداد زیادی سوال در ذهن دارند و نمی دانند که در کدام مرحله از زندگی باید چه کارهایی انجام دهند و چون قبلا این مسایل موجود نبوده و الان موجود شده ذهن بشر هنوز این قدر توسعه پیدا نکرده که بتواند تمام مشکلات و سوالات را در لحظه پاسخ دهد؛ به همین دلیل گیر می کند و اذیت می شود و فکر می کند که می تواند به بهشت گذشته بر گردد به همین دلیل از افراد زیاد شنیده می شود که “قدیم چقدر خوب بود” در صورتی که همین آدم اگر به گذشته بر گردد نمی تواند زندگی کند به همین خاطر  بسیاری از روستاییان وقتی برای تحصیل به شهر می آیند دیگر نمی توانند به روستا برگردند و یا می بینیم که مثلا این افراد در سن بالا هنوز ازدواج نکرده اند و به تحصیلات می پردازند این در صورتی است که از درون تمایل به بچه دار شدن دارند بنابراین دچار پارادوکس می شود و این خود افسردگی را ایجاد می کند.

توازن روحی افراد در دوران مدرن به دفعات به هم می خورد

سطح درگیری هایی که ما در این دوران با آن مواجه هستیم در هیچ کدام از دوره ها با این میزان از درگیری ها مواجه نبودیم به همین دلیل طبیعی است وقتی توازن روحی ما به دفعات به هم می خورد یعنی به دفعات احساس ناکامی در ما پدید می آید. ما در گذشته چنین چالش هایی نداشتیم که به خاطر نرسیدن به آن بخواهیم در خود فرو برویم. بنابراین وقتی می گوییم  افسردگی زیاد شده چون جهان عوض شده بنابراین در آینده مطمئنا این سطح درگیری ها بیشتر و البته راه حل ها هم بیشتر خواهد شد.

جامعه بسته، تنهایی کمتر و رشد فردیت کم تری دارد
باید به این موضوع توجه شود که در گذشته گاهی افراد تا ۱۲۰ سالگی زندگی می کردند اما اولا تعداد این افراد کم بوده و از طرفی در همان دوران بچه های زیر پنج سال زیادی از بین می رفتند بنابراین ما نمی توانیم مقایسه درستی در مورد امید به زندگی داشته باشیم و این آمارها را مقایسه کنیم. قسمت دیگری از افسردگی ها به این دلیل است که جامعه تنهاییش زیاد شده جامعه بسته تنهایی کم تری دارد اما رشد فردیت کم تری هم دارد یعنی در گذشته دختر یک خانواده مسیر رشدش معلوم بود ولی در یک جامعه باز به این شکل نیست یک سری از افراد از این آسیب ها می ترسند و فکر می کنند که اگر همه به نقطه قبل برگردند همه چیز درست می شود در صورتی که در آن شرایط هم آسیب های دیگر وجود دارد.

تنها راه غافلگیر نشدن در مشکلات، گسترش ظرفیت است
اگر ما آرزوهای خود را محدود کنیم بعد از مدتی احساس تلخی خواهیم کرد از طرفی هر تصمیمی دارای تبعاتی است. مثلا ما می توانیم درس نخوانیم در این صورت تجدید هم نمی شویم؛ سر کار نرویم بنابراین توبیخ هم نشویم. این ها سایه های همدیگر هستند یعنی اگر ما نعمتی را نمی خواهیم نقمتی را هم نمی خواهیم، این ها با هم هستیم. بنابراین وقتی جامعه ای رو به پیشرفت و مدرنیته پیش می رود این حالات روحی در افراد را باید به عنوان بخشی از مشکلات به رسمیت شناخت. اولین راه گسترش ظرفیت به رسمیت شناختن است یعنی خود را برای شرایط های مختلفی و تبعات مثبت و منفی یک تصمیم آماده کنیم، مثلا ما هر زمانی که پشت ماشین می نشینیم مستعد این هستیم که یا به دیگری بزنیم و یا دیگری به ما بزند که شاید در طول بیست سال این اتفاق یک بار هم نیفتد و یا در سطح بسیار کمی رخ دهد ولی باید بپذیریم که امکان وجود دارد و به دلیل وجودد این اتفاقات و به رسمیت شناختن آنها بیمه شخص ثالث و بدنه داریم؛ بنابراین وقتی این اتفاقات را طبیعی دانستیم  و این ها به رسمیت شناختن است وقتی این اتفاق افتاد می توانیم برایش راه حل در نظر بگیریم.

پذیرش رنج بزرگترین عامل نشاط در زندگی است نه دنبال رفتارهای شاد رفتن

اتفاقی که برای نسل های ما می افتد این است که چون جدید است خیلی افراد مسایل این دوران را به رسمیت نمی شناسند و مدام غافلگیر می شوند نتیجه آن هم افسردگی است چون فکر می کنیم که می شود این مشکلات نبودو خیلی از افراد به جای توسعه ظرفیت به دنبال نبود این اتفاقات هستند و این غیر ممکن است به همین دلیل پذیرش رنج بزرگترین عامل نشاط در زندگی است نه دنبال رفتارهای شاد رفتن. چون وقتی ما به دنبال رفتار شاد می رویم اضطراب به دنبال آن می آید ولی وقتی در دل اضطراب قرار می گیریم دیگر تمام می شود به این معنی که می پذیریم سختی ها وجود دارد مثلا من سخنرانی می کنم احتمال خراب کردنش هم هست وقتی می پذیرم و رخ دهد افسوس نمی خورم البته سوگواری می کنم و دردش را هم می کشم و حتی زخم این اتفاق ما را  تا مدت ها اذیت می کند اما می پذیرم که هست بنابراین باید تحمل کرد. بنابراین تصمیم بگیریم هزینه دارد تصمیم نگیریم هم هزینه دارد حالا هر کسی باید انتخاب کند که هزینه کدام یک را بدهد.

برای گذر از شرایط افسردگی باید چه کرد؟ در ابتدا  باید بپذیریم که شوک به همراه خود توقف را می آورد این طبیعی است. حالا هر چقدر ضربه هولناک تر باشه میزان گیجی و شوک بیشتر می شود هولناکی هم به نسبت شخصیت ها نشان داده می شود امکان دارد حادثه ای فردی را چنان شوکه کند که مدت ها متوقف شود در صورتی که برای فرد دیگری عادی جلوه کند بپذیریم گیج شدن طبیعی است، ولی از طرفی باید بدانیم که با گذر زمان حل خواهد شد اگر بخواهیم کاری کنیم که متوقف نشویم مدت زمانی که در این شرایط می مانیم طولانی تر می شود. باید پذیرفت که عقل قدیم قدرت غلبه بر مساله جدید را ندارد پس باید آگاهی و درک خود را توسعه بدهم. حادثه مثل رفتن برق می ماند در لحظه اول هیج جایی را نمی بینیم ولی با گذر زمان در تاریکی هم چشمانمان چیزهایی را خواهد دید بنابراین در اوج به هم ریختگی صبوری کردن بسیار اهمیت دارد با گذر زمان بر مشکلات حریف خواهیم شد اگر نشدیم باید از مشاورین کمک بگیریم ولی نباید به سرعت از شوک بیرون آمد چون آسیب آن بیشتر است.

به طور مثال ما زمان بمباران برق رفتن را بیشتر به رسمیت شناخته بودیم به همین دلیل شمع ها دم دست بود به همین دلیل ما به تاریکی مسلط بودیم ولی الان چون این اتفاق نمی افتد شمع ها هم دم دست نیستند و این عدم آمادگی است. بنابراین وقتی ما خود شناسی می کنیم به مشکلات واقف تر می شویم و پی می بریم که شمع های زندگی کجا هستند. نکته مهم استنتاج بعد از نگاه است یعنی می بینیم که چه کنیم آیا می بینیم که خیره شویم و یا دچار شویم و یا بینیم که حریف شویم این ها دو استراتژی متفاوت است نباید در دیدن بمانیم.  اما در مورد مدت زمان این تاریکی هیچ تئوری کلی نمی توان داد روان به روان فرق می کند مساله با مساله فرق می کند گاهی اوقات افراد این قدر خود را آزار می دهند که پزشک ترجیح می دهد از دارودرمانی کمک بگیرد و این کمک میکند که از تاریکی ها رد شیم. هیچ استانداری برای ماندن در تاریکی وجود ندارد بستگی به مساله و ظرفیت روانی و ظرفیت افراد متفاوت است که شکنندگی آنها را تعریف می کند.
آیا ماندن در لحظه تاریکی آسیب زا نیست؟ خیلی اوقات افراد بهترین خاطرات برای افراد در همان دوران سخت ایجاد می شود چون این اتفاقات باعث قدرتمند شدن آنها شده همین افراد مدیران پخته و کارآفرین های بزرگ هستند چون از یک سیاهی آمدند که به راحتی سیاهی های دیگر حریف آنها نمی شوند و این ها حریف سیاهی های عمیق شده اند مثلا فردی که از نظر مالی دچار مشکل بوده در خانه ای کوچک و با امکاناتی محدود رشد کرده جزو افرادی به حساب می آید که از ورشکستگی ترسی ندارد چون یک روزی از صفر شروع کرده است و برای لحظه های صفر روش دارد ولی فردی که مثلا از پانصد میلیون تومان شروع کرده اصلا برای صفر تومان روش ندارد و بنابراین همیشه ترس از ورشکتگی دارد.
افسردگی , فرد را به کجا می رساند که امکان خودکشی را ایجاد می کند؟ ما پشت مساله هستیم، فرد یا ترس نشات گرفته از مساله را می کشد یا خود جسمانی را، ما باید بفهمیم وقتی در بن بست قرار می گیریم روان ماست که در بن بست قرار می گیرد  و نه کل زندگی. به طور مثال اگر کارگری از کار اخراج شود و فکر کند که کل جهان شرکتی است که از آن اخراج شده، خود کشی می کند چون از جهان بیرون افتاده ولی وقتی فکر می کند که شرکتی که از  آن اخراج شده جزء کوچکی از جهان است، بنابراین امید را از دست نمی دهد و حتی امکان دارد این اخراج سبب شود که پیشرفت بزرگی در انتظار فرد باشد اتفاق جالبی که در سربازان چین افتاد این بود که مشاهده کردند این افراد می میرند بدون اینکه هیچ فشاری بر قلب و مغرشان باشد بعد از تحقیقات مشاهده کردند که به این ها گفته می شود که مثلا همسر تو ازدواج کرده و فرزندان تو هم رابطه خوبی با فرد جدید دارند به این نتیجه می رسیدند که بیرون از اینجا هیچ کس منتظر آنها نیست بنابراین می مردند چون امید به زندگیشان را از دست می دادند.

در گذشته همیشه ایده افراد در تلاش بیشتر بود که این روحیه گاهی در افراد امروزی کم تر دیده می شود
وقتی که ما به بن بست می رسیم  و فکر کنیم که جهان به بن بست رسیده است،طاقت نمی آوریم  و می میریم. از نظر دورکیم فشار اجتماعی عامل مرگ است اما مگر فشار اجتماعی کم است بنابراین افراد زیادی باید خود کشی می کردند که در حال حاضر این طور نیست این تفاوت در دید افراد است مثلا در گذشته افراد نداشتن ها را شکلی تزیین نمی کردند که به خودکشی منجر شود و همیشه ایده افراد در تلاش بیشتر بود که این روحیه گاهی در افراد امروزی کم تر دیده می شود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا
تمامی حقوق این سایت متعلق به دانلود های می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.
CopyRight © 2013-2016 DownloadHi.ir این سایت هیچگونه مسئولیتی در مورد محتوای مطالب منتشر شده اش ندارد و در مورد انتشار برنامه ها،
کلیه مطالب و برنامه های موجود در این سایت از سایتهای معتبر تهیه شده اند و در رابطه با برنامه های ایرانی ثبت شده، در صورتی که
صاحب اثر رضایت نداشته باشد می تواند در قسمت نظرات پیام بگذارد تا ضمن هماهنگی برای ارسال اسناد و مدارک
مربوطه در مورد ثبت برنامه مورد نظر، نسبت به حذف آن اثر طی 72 ساعت اقدامات لازم انجام گیرد.